مسعود نيلي در«سيما» آمار سال‌هاي 85 تا 90 را بررسي كرد
 
اشتغال؛ سالانه فقط 14‌هزار
 

 
حامد طبیبی: «مسعود نیلی» در قاب تلویزیون، آن هم یک برنامه زنده در شبکه سنتی و دیرپای سیمای ایران یعنی شبکه اول. تا همین جای کار نیز یک «تعجب» بزرگ رقم خورده است و همین‌جاست که جمله آشنای این روزهای بخش «نظرات» سایت‌های خبری، باز هم خود‌نمایی می‌کند: «همیشه پای انتخابات در میان است!» اما ماجرا آنگاه جالب‌تر می‌شود که این اقتصاد‌دان شاخص و طراح برنامه‌های توسعه دوران دولت سازندگی که چهره‌ای علمی نزدیک به اصلاح‌طلبان به شمار می‌رود، با استناد به آمار و نمودارهای متعدد، دولت‌های نهم و دهم را از منظر «خرد و کلان» اقتصادی -در میان دولت‌های ایران- در رتبه آخر قرار داد. نیلی سه سال در دوران ریاست‌جمهوری آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی معاون سازمان برنامه و بودجه نیز بود و مسوولیت شورای اقتصاد کشور را هم در کارنامه دارد. او در دوران اصلاحات بار‌دیگر به‌عنوان معاون سازمان برنامه و بودجه و سرپرست کمیته خصوصی‌سازی برگزیده شد و ریاست موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی را بر عهده گرفت.
وی یکشنبه شب، گزارش خود از اقتصاد امروز ایران را به صورت اسلاید در برنامه اقتصادی «پایش» به مردم ارایه کرد که البته در سایت این برنامه هم در دسترس کاربران قرار گرفته است. این آمار حاکی از وضعیت ناخوشایند اقتصاد ایران است که استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، آنها را استخراج کرده است. نیلی در برنامه‌ای که مرتضی حیدری - مجری‌ای که با برنامه گفت‌وگوی خبری شبکه دوم سیما «گل» کرد- تهیه‌کنندگی و اجرای آن را بر عهده دارد، با این محور سخن گفت که رییس‌جمهوری آینده ایران، وارث چه اقتصادی خواهد بود؟ آمارهای تلخ او، شاید به مذاق صف طویل کاندیداهای جریان راست سابق خوش نیاید، چه محوری‌ترین مطالبه افکار عمومی از اصولگرایان این است که پس از هشت‌سال در اختیار داشتن تمامی ارکان اداره کشور، چرا جامعه ایران را با چنین شرایطی مواجه ساخته‌اند؟ طرفه اینکه هر کجا نیلی تلاش می‌کرد با رویه آرام‌تری به بیان یافته‌های علمی و آماری خود بپردازد، این مرتضی حیدری بود که در بیان ناکارآمدی اقتصادی دولت گوی سبقت را می‌ربود. در یکی از فرازها، نیلی از وضعیت نگران‌کننده اشتغال سخن گفت و حیدری بی‌درنگ آن را اینگونه تکمیل کرد: «دولت در شرایطی تقریبا هیچ شغلی به‌طور سالانه ایجاد نکرده است که حدود 700‌میلیارد‌دلار درآمد نفتی داشته است و باید حدود 50‌درصد بیش از دولت‌های قبل، کارآفرینی می‌کرد.» پرسش نظرسنجی برنامه یکشنبه شب، راجع به اولویت کاندیداها بود که «برنامه محوری»، «معرفی تیم همکاران» و «سابقه اجرایی» برای این نظر‌سنجی انتخاب شده بود و همان‌طور که انتظار می‌رفت، بینندگان این برنامه گزینه برنامه محوری را بیشتر مد‌نظر داشتند.
نویسنده کتاب «اقتصاد ایران و معمای توسعه‌نیافتگی» در ابتدای سخنان خود، اهم چالش‌های اقتصاد کشور را در 9 سرفصل طبقه‌بندی کرد: 1- وضعیت بازار که در ذیل آن به تلاطم ارزی و نظام چندگانه نرخ ارز اشاره شده است. 2- یارانه‌ها و اصلاح قیمت انرژی 3- بودجه که کمیت و کیفیت خدمات دولتی و کسری بودجه هم در این بخش قرار داده شده است.
 4- نظام تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی، وضعیت سیستم بانکی و وضعیت بازار سرمایه هم زیر‌مجموعه این بخش است. 5- شیوه اداره بنگاه‌های اقتصادی، محیط کسب و کار و واگذاری‌های انجام شده نیز دو زیر فصل آن است. 6- محیط‌زیست و تنگناهای منابع طبیعی 7- تعامل با دنیا 8- تورم و سر‌انجام مورد نهم یعنی موضوع اشتغال. نیلی سپس با اشاره به اینکه در هشت‌مورد اول، وضعیت مشخصی دارند به مهم‌ترین چالش دولت آینده یعنی اشتغال پرداخت. بر‌اساس نمودارهای ارایه شده اعلام کرد حد فاصل سال‌های 80 تا 85 که دوران اصلاحات و یک‌سال پس از آن است که شرایط همچنان تحت‌تاثیر برنامه‌های دولت سید‌محمد خاتمی بوده است، از میانگین سالانه حدود 700‌هزار شغل خبر داد در حالی‌که حد فاصل سال‌های 85 تا 90 که درآمد افسانه‌ای نفت وجود داشته است، سالانه تنها 14‌هزار شغل ایجاد شده که رقمی نزدیک به صفر تعبیر می‌شود.
او با بیان اینکه در سال‌های پس از انقلاب، چالش‌هایی چون بی‌ثباتی برای دولت اول و دوم، جنگ برای دولت‌های سوم، چهارم و پنجم، بازسازی کشور پس از جنگ برای دولت سازندگی و بحران بدهی‌های خارجی و سرانجام کاهش شدید بهای نفت در دولت اصلاحات وجود داشته است، چالش اصلی دولت آینده را اشتغال دانست. او با استناد به نیاز روزافزون اشتغال متولدین پس از انقلاب و عدم پاسخ به آن در دولت فعلی، ادامه تحصیل در بخش آموزش عالی را گزینه انتخاب شده توسط جوانان اعلام کرد و دولت آینده را وارث حدود هشت‌میلیون‌نفر جویای کار دارای مدرک دانشگاهی دانست که آماری تکان‌دهنده است. او نیم‌نگاهی به رشد اقتصادی داشت و از اینکه امکان بیان رشد زیر صفر‌درصد (رشد منفی) اقتصادی ایران در سال92 فراهم شده است ابراز خرسندی کرد.
او تاکید کرد که ایران نیز مانند کشورهای دیگر باید به مردم خود اطلاع دهد که دوران ریاضت اقتصادی است و باید کمربندها را محکم بست نه اینکه سیاسیون بگویند می‌آیند و مشکلات را حل می‌کنند و خیال همه راحت باشد! او کاهش حجم بودجه92 را نه یک «بودجه انقباضی» بلکه بودجه‌ای «ریاضتی» تعبیر کرد.
 این اقتصاد‌دان به یک واقعیت نگران‌کننده دیگر در کشور نیز اشاره کرد: «باید بپذیریم ایران از نظر نرخ تورم، رتبه اول را در جهان دارد و پس از آن، کشورهای ونزوئلا و بلاروس قرار دارند. در واقع تنها سه کشور در جهان، تورم بالای 30درصد را تجربه می‌کنند.» در این برنامه امکان ارایه همه آمار او فراهم نشد و در آن به تفکیک نرخ اشتغال زنان و مردان، افرادی که بیش از یک سال بیکار بوده‌اند، رشد دستمزدها و... بررسی شده است.
رسانه عمومی البته در روی آنتن فرستادن این قبیل برنامه‌ها نزدیک به انتخابات، ید طولایی دارد و همواره در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری، فضای این رسانه تا حدی تغییر می‌کند. اگرچه با همان رویکرد و خط و ربطی که از آنها خواسته شده است اما سهم صفر‌درصدی منتقدان معمولا تا حدود 20درصد ارتقا می‌یابد. سیاستگذاران رسانه عمومی کشور حتما پاسخی به این پرسش نخواهند داد که اقتصاد کشور یک‌شبه به این روز نیفتاده است و چرا در چهار‌سال دولت نهم و دو سال ابتدای دولت دهم و در شرایطی که در رسانه‌های مکتوب و مجازی، منتقدان وضع موجود درباره بی‌برنامگی دولت در اداره کشور هشدار می‌دادند، همه چیز در رسانه عمومی کشور «بر وفق مراد» نشان داده شده است؟

 
http://sharghdaily.ir/?News_Id=7577