۱۳۹۶ سه شنبه ۳۰ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۱۰ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲ آبان
ترکیه و ایران: همسایگان تاریخی
هارون یحیا ؛ برگردان: علی کوشکی

ترکیه و ایران در ادوار گذشته با توجه به موقعیت جغرافیایی‌شان همیشه دو کشور کلیدی و مهم در منطقه خاورمیانه بوده‌اند و رابطه دیرینه آنها قدمت هزارساله دارد. زبان‌های فارسی و ترکی نیز متأثر از این همزیستی شدند؛ به‌طوری‌که واژگان ترکی وارد زبان فارسی شدند و فرهنگ ایرانی نیز تأثیری عمیق بر فرهنگ ترکیه بر جای گذاشت. جالب است بدانیم زبان ترکی دومین زبان رایج در ایران است. همچنین، روابط بین ایران و ترکیه محدود به موارد بالا نشد و به سایر حوزه‌ها همچون حکومت‌داری، هنر و علوم مختلف نیز گسترش یافت.
در سال 1639 یک معاهده مهم بین دولت عثمانی و سلسله صفویان منعقد شد. براساس این قرارداد که معاهده قصرشیرین نام گرفت و هنوز هم به قوت خود باقی است، دو طرف 790 کیلومتر از مرزهای مشترک خود را تحدید کردند. این مرز از شهرت زیادی برخوردار است؛ چراکه اولین نوار مرزی است که در 377 سال گذشته دست‌نخورده باقی مانده و همچنین تنها مرزی در خاورمیانه است که بدون دخالت قدرت‌های استعماری تحدید شده است. از این سند به عنوان یکی از شواهد وجود رابطه تاریخی مبتنی بر احترام متقابل بین دو طرف یاد می‌شود. با اینکه اختلافات و درگیری‌هایی هم بین دولت عثمانی و ایرانیان بوده است، این دو علاوه بر معاهده قصرشیرین، اسناد دیگری نیز امضا کرده‌‌اند و از روابط سیاسی و نظامی خوبی برخوردار بوده‌اند؛ از جمله این معاهده‌ها می‌توان به پیمان صلح آماسیه (1555)، پیمان کنستانتینوپل(معروف به معاهده فرهاد پاشا)  (1590)، معاهده نصوح پاشا (1612) و معاهده سراب (1618) اشاره کرد. در یک بررسی کلی از جنگ جهانی اول، می‌توان دریافت ایران و ترکیه پس از تشکیل اتحاد مثلث (آلمان، ایتالیا و اتریش) به نوعی استقلال خود را از دست دادند. دولت بریتانیا نیز همیشه به دنبال گسترش نفوذ خود در ایران بود و به همین منظور در 9 آگوست سال 1919 معاهده‌ای را با دولت وثوق‌الدوله امضا کرد که عملا وابستگی مطلق ایران به بریتانیا را تضمین کرد. براساس قرارداد 1919، دولت بریتانیا مأموریت یافت قوای نظامی و دولتی ایران را سروسامان بخشد. اما این قرارداد با مخالفت مجلس شورای ایران روبه‌رو شد و مانند معاهده سراب هیچ وقت عملیاتی نشد. دخالت قدرت‌های استعماری در دو کشور ایران و ترکیه، طیف‌های ملی‌گراي دو کشور را به هم نزدیک‌تر کرد. نقطه اشتراک این نیروهای ناسیونالیست تفکر ضدامپریالیستی بود که مخالف دخالت بریتانیا در امور داخلی کشورهایشان بودند. خوشبختانه هر دو موفق شدند و توانستند استقلال خود را حفظ کنند.
تهدید دیگری که از جانب بریتانیا متوجه ایران شد، کودتا علیه نخست‌وزیر وقت، محمد مصدق در سال 1953 به پشتیبانی لندن بود. محمد مصدق که دو سال قبل از کودتا به نخست‌وزیری ایران انتخاب شده بود، توانست شرکت نفت انگلو- پرشین را ملی کند. بریتانیایی‌ها از اینکه مصدق در راستای منافع آنها عمل نمی‌کرد، ناراحت بودند و به همین خاطر کودتای سال 1953 را برنامه‌ریزی کردند، کودتایی که سازمان سیا و MI6 در 20 آگوست 2013 به دست‌داشتن در آن اعتراف کردند.در سال 1960 نیز کودتایی در ترکیه به وقوع پیوست که هنوز  از یاد نرفته است. متأسفانه در 15 جولای امسال نیز ملت ترکیه کودتای خونین دیگری را تجربه کردند که به مدد شجاعت این ملت در همان ساعات اولیه مهار شد.به دنبال این کودتا، روابط بین ترکیه و ایران شتاب بیشتری گرفت. رئیس‌جمهور ایران، حسن روحانی و وزیر امور خارجه، محمدجواد ظریف، حسن نیت خود را نشان داده و در همان لحظات اول کودتا را محکوم کردند. دیدارهای صورت‌گرفته بین مقامات دو کشور پس از این واقعه تلخ، کمک کرد دو کشور گام‌های عملی را که به نفع امنیت و ثبات منطقه است بردارند. اما به نظر می‌رسد با توجه به شرایط حاد خاورمیانه، دو طرف مأموریت سختی را پیشِ‌رو داشته باشند. با وجود اختلاف مواضع درباره سوریه، تهران و آنکارا توانستند به درک درستی از نقاط مشترک فراوان بین خود دست یابند؛ برای نمونه تهران و ترکیه هر دو مخالف جریان‌های افراطی و تروریستی هستند که منطقه را بیش‌ازپیش به سمت بی‌ثباتی و بحران سوق می‌دهند. نکته مهمی که نباید فراموش کرد این است که با وجود اختلافات گذشته، تهران و آنکارا هیچ وقت روابط با یکدیگر را قطع نکرده‌اند.ایران کشوری بسیار صادق است و مردمان آن نیز ملتی شریف هستند. هرگونه تفرقه و جدایی در منطقه اشتباهی بزرگ است و هیچ مسلمانی نباید به خود و دیگران اجازه دهد علیه گروه‌های دیگر موضع‌گیری کند. میلیون‌ها شیعه در ترکیه سکونت دارند و در ایران نیز بیش از 15 میلیون شیعه آذری زندگی می‌کنند. شیعیان همانند نگینی در میان مسلمانان می‌درخشند و دنیای اسلام نیز باید به آنها ببالد و افتخار کند. عشق و دوستی بین دو کشور قطعا به شکوفایی هر دو کمک می‌کند. همچنین، اتحاد بین ترکیه و ایران می‌تواند به حل بحران سوریه کمک می‌کند. با کمک ایران و روسیه، ترکیه می‌تواند مذاکرات صلح را با سوریه شروع کند. برای این کار، لازم است ترکیه پروسه دشوار اعطای ویزا به شهروندان سوری را تسهیل کند. همچنین دولت ترکیه می‌تواند برای احزاب سیاسی شناخته‌شده سوری و قشر نخبه و تحصیل‌کرده سوریه در مذاکرات صلح استثناهایی قائل شود. در نتیجه این رایزنی‌های سیاسی، می‌توان به شکل‌گیری یک دولت انتقالی امیدوار بود که ضربه بزرگی به طرح خاورمیانه بزرگ وارد می‌کند؛ چراکه بانیان این طرح به دنبال فروپاشی سوریه هستند. لازم است ترکیه و تهران برای پایان‌بخشیدن به جنگ و خون‌ریزی و کمک به شهروندان بی‌پناه سوری گام‌های فوری و اساسی بردارند. این اتحاد می‌تواند هرگونه بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه را خنثی کند و به الگویی برای دیگر کشورهای منطقه تبدیل شود. امیدواریم دیگر کشورها نیز همین مسیر را طی کنند.

 


دیدگاه‌ها(۰)