۱۳۹۶ پنج شنبه ۲ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۰۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۱ آبان
غفلت تاریخی
سیدکامران باقری-مشاور مدیریت نوآوری

«نوآوری، موتور محرک رشد اقتصادی است. این یکی از گزاره‌های ثابت اقتصاد کلان است که صدها سال بی‌تغییر مانده است. آشکار است که دست بالای آمریکا در نوآوری و کارآفرینی، دلیل اصلی برتری اقتصادی این کشور است. اقتصاددانان محاسبه کرده‌اند که حدود 50 درصد از رشد سالانه تولید ناخالص داخلی آمریکا فقط ناشی از رشد نوآوری بوده است». پاراگراف بالا، نخستین پاراگرافِ گزارشی است که از سوی اتاق بازرگانی آمریکا منتشر شده است. امری که در این نوشته بسیار آشکار و هویدا تلقی شده، نقش کلیدی و حیاتی نوآوری در رشد اقتصادی است. به‌عبارت دیگر، سیاست‌گذاران اقتصادی آمریکا با علم به نقش حیاتی نوآوری، به‌گونه‌ای سازوکارهای سیاستی را در کنار هم می‌چینند که نتیجه آن تشویق و تقویت نوآوری باشد. یعنی یکی از معیارهای اصلی سنجش اثربخشی سیاست‌های اقتصادی در سطح ایالتی و ملی، تأثیر آنها بر عملکرد نوآورانه ایالتی و ملی است. درک چرایی نقش محوری نوآوری در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کار سختی نیست. همه محصولات و خدمات چرخه عمری مشخص دارند؛ برخی کوتاه‌تر و برخی بلندتر. اما درمجموع، همه محصولات و خدمات روزی در حد یک ایده نو هستند که به همت افراد یا شرکت‌های نوآور به بازار می‌رسند و در معرض آزمون پذیرش بازار قرار می‌گیرند. برخی در همان ابتدا ناکام می‌مانند و برخی به بازار راه یافته و با رشد تقاضا مواجه می‌شوند. با توجه به روند پیشرفت علم و فناوری، محصولات و خدمات نو بعد از مدتی تازگی خود را از دست می‌دهند. عرضه‌کنندگان آنها می‌کوشند تا با افزایش کیفیت و کاهش هزینه، بر عمر آنها بیفزایند. اما دیر یا زود محصولات و خدمات جدیدتری از راه می‌رسند و عرصه بازار را بر قبلی‌ها تنگ می‌کنند. به‌این‌ترتیب همه محصولات و خدمات به دوره بلوغ و افول می‌رسند. برای برخی، کل چرخه عمر در حد چند ماه است و برای برخی در حد چند سال. البته روند کلی در سال‌های اخیر، کوتاه و کوتاه‌ترشدن طول چرخه عمر محصولات و خدمات بوده است. بنابراین اقتصادی می‌تواند به رشد واقعی و پایدار برسد که خلق محصولات و خدمات جدید در آن به یک جریان دائمی تبدیل شده باشد. کشوری که نتواند به صورت پیوسته به بازار خود و دیگر کشورها، محصولات و خدمات نوآورانه ارائه کند، بی‌شک یا درجا می‌زند یا زمین می‌خورد. به همین سادگی! این در حالی است که اگر فایل سخنرانی مدیران و چهره‌های تأثیرگذار بر سیاست‌های اقتصادی کشور در سال‌های اخیر را جست‌وجو کنید و با دقت به آنها گوش فرادهید (کاری که به برکت اینترنت و انقلاب دیجیتال، به‌سادگی قابل انجام است)، متأسفانه اثری از نوآوری نمی‌بینیم. وقتی به صحبت‌های این بزرگان دقت می‌کنیم، مواردی همچون نرخ ارز، تعرفه واردات، رشد نقدینگی، تسهیلات بانکی، سرمایه‌ در گردش، حمایت از تولید داخل، مبارزه با قاچاق، حمایت از صادرات و... در این سخنرانی‌ها موج می‌زند.

اما متأسفانه نقش کلیدی نوآوری در رشد اقتصادی، سال‌های سال است که در ایران نادیده انگاشته شده است. به بیان دیگر، نوآوری به‌عنوان مهم‌ترین عامل رشد اقتصادی کشور در لابه‌لای انواع آمارها و تحلیل‌ها از ده‌ها متغیر اقتصادی دیگر گم شده است. به همین علت می‌توان نوآوری را عنصر گمشده سیاست‌های اقتصادی ایران دانست.  برای نمونه، تمرکز صرف بر حمایت از تولید داخلی، بدون طراحی سیاست‌های لازم برای گذار بنگاه‌های تولیدی به سطوح بالاتر نوآوری، باعث شکل‌گیری انواع و اقسام خطوط مونتاژ بر پایه فناوری وارداتی شده است. همان خطوط مونتاژ هم بعد از مدتی که عمر محصول مربوطه در بازار به سر می‌رسد، وبال گردن اقتصاد شده‌اند و به بهانه حفظ اشتغال، دولتمردان را به حمایت و پرداخت انواع تسهیلات وادار کرده‌اند. بنابراین اگر سیاست‌های کلان اقتصادی، ارتباط معناداری با سیاست‌های خرد با هدف ارتقای توان نوآوری بنگاه‌ها نداشته باشند، دست آخر به شکل‌گیری انواع رانت‌های مخرب می‌انجامند. نتیجه این غفلت بزرگ و تاریخی در سیاست‌های کلان اقتصادی ایران، کاملا آشکار است و هر فعال اقتصادی در کشور به‌سادگی می‌تواند آن را ببیند: «بیشتر بنگاه‌های تولیدی و خدماتی ایران، انگیزه‌‌ و توان نوآوری ندارند». اگر هم کسی دنبال دلیل و مدرک مستدل‌تری برای این ادعا است، می‌تواند به گزارش سال 2017 شاخص بین‌المللی نوآوری مراجعه کند. در این گزارش، 127 کشور براساس شاخص نوآوری رتبه‌بندی شده‌اند که ایران در جایگاه 75 و پایین‌تر از کشورهایی همچون امارات متحده عربی، ترکیه، قطر، عربستان و کویت قرار گرفته است. کشورهایی که شاخص نوآوری آنها پایین است، نمی‌توانند محصولات و خدمات نوآورانه‌ای خلق و آنها را در بازارهای داخلی و خارجی عرضه کنند. آشکار است که از این کشورها نمی‌توان انتظار رشد اقتصادی پایدار داشت. بنابراین باید تدبیری اندیشید تا نوآوری به دغدغه اصلی سیاست‌گذاران اقتصادی کشور تبدیل شود. باید در تیم اقتصادی دولت، جایی برای صاحب‌نظران و متخصصان نوآوری باز کرد. بدون هدف‌گذاری دقیق و پایش سیاست‌ها در حوزه نوآوری، صرف بازی با ابزارهای اقتصاد کلان نمی‌تواند به رشد اقتصادی پایدار بینجامد.


دیدگاه‌ها(۰)