۱۳۹۶ سه شنبه ۱ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۳ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۱ بهمن
بي‌انضباطي و ارائه‌هاي انقلابي
حسن هادي . کارشناس روابط بين‌الملل

رازي پنهان به‌عنوان يک کاتاليزور در درون هر انقلابي نهفته است که شايد هيچ‌گاه به‌عنوان يک عامل مؤثر در شکل‌گيري انقلاب‌ها به‌تنهايي محل بررسي قرار نگرفته باشد؛ ولي بي‌شک يکي از چرخ‌دنده‌هاي اصلي ماشين‌ساز است و آن «بيزاري از بي‌انضباطي حکومتي» است. بي‌نظمي و بي‌انضباطي معاني وسيعي را دربر مي‌گيرد؛ از بي‌نظمي‌هاي اجتماعي و فرهنگي گرفته تا بي‌نظمي‌هاي مديريتي و اداري که به شکل‌هاي فساد اداري، رشوه، ارتشا، اختلاس و... بروز مي‌کند. 

بي‌انضباطي خاصيتي مخرب دارد و در درازمدت جامعه را دچار آنارشي مي‌کند؛ زيرا ماهيتا با فطرت منضبط بشر منافات داشته و آرامش را از فرد و در نهايت از جامعه مي‌گيرد. به‌طور مثال، بي‌سروساماني در منزل در صورت تداوم باعث به‌هم‌ريختگي خلق‌وخو و پرخاشگري در اعضاي آن خانواده شده و بدون اينکه افرد اختياري داشته باشند، انفعالات عصبي از خود بروز مي‌دهند. 
قطعا در ريشه‌يابي انقلاب‌ها، انزجار مردم از بي‌نظمي‌هاي حکومتي يکي از علل بروز انقلاب قلمداد مي‌شود. چنانچه اين نظريه را بپذيريم، بايد انتظار داشته باشيم پس از هر انقلابي نظم و انضباط جايگزين بي‌نظمي‌ها و آنومي‌هاي آزاردهنده قبلي شده و موجبات آرامش را براي جامعه فراهم كند. حال سؤال اصلي اينجاست: آيا پس از انقلاب اسلامي ايران، نظم و انضباط مورد انتظار که بايد محصول هر انقلابي باشد، حاصل شده است يا خير؟ با نگاهي به سال‌هاي اول انقلاب که بنيان‌هاي اوليه نظام اسلامي بر آنها استوار و بنا شد و بر همان منوال ادامه يافت، به نظر مي‌رسد نگاه مردان شماره يک انقلاب بالاتفاق ايجاد اين نظم بوده است؛ اما ماحصل برخي اقدامات، نتيجه‌اي نه‌چندان مورد انتظار را به دنبال داشته است. 
در تصوير‌سازي انقلاب، اشتباهات و کج‌سليقگي‌هايي به وجود آمد و مردم نيز بر مبناي همان الگوهاي نامتجانس و ناموزون، رفتار اجتماعي و فرهنگي خود را شکل دادند. تصاويري که از يک فرد انقلابي مسلمان در آن زمان ترسيم و نهادينه شد، فردي با محاسن نسبتا بلند و پيراهن بسيار معمولي و غالبا بدون اتو و تيره‌رنگ با انگشترهای متعدد و تسبيحي در دست بود و افراد غير از اين پوشش، ناخودآگاه خود را بيگانه حس مي‌کردند. سادگي، بي‌پيرايگي و توجه‌نکردن به دنيا و مظاهر زودگذر دنيوي، به‌ شکلي تحريف‌شده و ناقص در ميان جوانان انقلابي رواج پيدا کرد و انگيزه‌هاي پوياي آنان را مورد هجوم قرار داد. 
کت‌وشلوار که يک جامه غربي بود، مظهر فرهنگ غربي تلقي نشد؛ ولي کراوات که کار نظم‌بخشي به پيراهن را داشت، به‌عنوان مظهر فرهنگ غرب از ميان رفت. مردها نيز در بسياري از ادارات دمپايي را جايگزين کفش و فرش را جايگزين ميز کار کردند. تدليس انديشه‌هاي ناب اسلامي آفتي بود که انديشمندان و بزرگاني مانند شهيدان استاد مطهري، شهيد بهشتي و مرحوم طالقاني از آن بيم داشتند و مدام در حال تفسير واقعي از اسلام و آگاه‌سازي جوانان بودند. نظم و انضباط در رفتار و گفتار، شکل ويژه‌اي به خود گرفت و فرهنگ لغات و عبارات طعنه‌آميز جايگزين کلمات قصار و اصيل ايراني و اسلامي شد. برخوردهاي بي‌محابا و تند نيروهاي آموزش‌نديده با مردم، به‌خصوص جوانان، رفته‌رفته باعث گسيختگي اجتماعي و در نهايت تلقي و برداشت نادرست از جريان انقلاب شد و با گروه‌بندي‌هاي خودساخته همدلي را دچار آسيب كرد. 
موج ايجادشده پس از جنگ، فرصت را به عده‌اي که اين معيارهاي انقلابي را به‌خوبي در کلاس انقلاب آموخته بودند و با ظاهري انقلابي خود را آراسته بودند، داد تا سوار بر اين موج، اقدام به تلاشي اقتصادي و سياستي كنند بي‌نظمي از زندگي شخصي به جامعه کشيده شد و در زندگي مدني ايران نيز رخ نمود. در رانندگي، ساختمان‌سازي، فضاي شهري و... به وفور مي‌توان جلوه‌هاي بي‌انضباطي را مشاهده کرد. رخنه بي‌نظمي و آخته‌شدن آن به جايي رسيد که رعايت نظم، خود يک ضدهنجار به‌شمار رفت. در روزگار کنوني، تذکر به خودروهايي که روي خط عابرپياده سرعت مي‌گيرند، موجب درگيري و شماتت از سوي رانندگان مي‌شود. بي‌نظمي رفاه اجتماعي را نيز تحت تأثير قرار داده و براي انجام هر کار کوچکي بار سنگيني از فشار روحي و استرس را به افراد وارد مي‌کند. مجموع اين امواج و آلام که سرمنشأ آنها جز بي‌نظمي نیست، صبر و بردباري در مقابل مصائب، سختي‌ها و مشکلات اقتصادي را در جامعه کاهش مي‌دهد و موجب ايجاد رفتارهاي انفعالي ناخواسته شده که اتفاقات ماه‌هاي گذشته يکي از پيامدهاي آن است. به اميد زدوده‌شدن بي‌نظمي و ارتقاي جايگاه کشورمان در جهان.


دیدگاه‌ها(۰)