۱۳۹۶ پنج شنبه ۷ ارديبهشت
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۱۶۹ - ۱۳۹۳ يکشنبه ۲ آذر
قُبحی که شاید هنوز نرفته باشد
کاوه لاجوردی
بیش از دوهفته است که مطالبی در فضای مجازی منتشر شده است که آقای‌دکترمحمود خاتمی را - که در گروه فلسفه دانشگاه‌تهران استادتمام هستند - به سرقت گسترده و مکرر علمی متهم می‌کنند.
اولین اتهام این بود که بخش‌هایی از رساله دکترای آقای‌خاتمی (که در۱۹۹۶ در دانشگاهی در انگلستان از آن دفاع کرده‌اند) منحول است، به این معنا که ایشان جملاتی را از نویسندگانی آورده‌اند بدون اینکه به آن نویسندگان ارجاع داده باشند یا حتی از آنان ذکری کرده باشند. خوشبختانه متن رساله آقای‌خاتمی و آثار برخی از آن نویسندگان در اینترنت در دسترس همگان هست و صحت ادعا را می‌شود بررسی کرد. در دنیای آکادمیک دوقرن اخیر، اتهام انتحال در همین ابعاد هم اتهام بسیار سنگینی است.
بعضی از اولین واکنش‌ها به این اتهام، ترکیبی بود از انکار و حیرت و گاه ذکر اینکه شاید معیارهای آکادمیک غربی در این مورد بیش از حد سختگیرانه یا نامتناسب با شرایط ما باشد و نیز اینکه این را باید در نظر داشت که دوران نگارش رساله دکترا - به‌ویژه در غربت - دوران سختی است و چه‌بسا که در این دوران برای هرکس مواردی از ترک اولی رخ بدهد. اما از یکی-دو روز بعد از انتشار اتهام اولیه اتهامات متعدد دیگری هم مطرح شد، از این نوع که آقای‌دکترخاتمی نوشته‌های کسان دیگری را با تغییرات بسیار کمی در متن به نام خود منتشر کرده‌اند. یعنی اگر ادعای اولیه این بود که در رساله دکترای آقای‌خاتمی نوشته‌های افراد متعددی با چسب و قیچی کنار هم گذاشته شده بدون اینکه تصریح شده باشد که این جملات از آقای‌خاتمی نیست، در مجموعه دوم از اتهامات، صحبت از این است که مثلا فیلسوفی به نام اندرو کارپنتر مقاله منتشر کرده بوده است و آقای‌دکترخاتمی عنوان مقاله را عوض کرده‌اند و با اضافه‌کردن چکیده‌ای، مقاله را به نام خود در نشریه دیگری منتشر کرده‌اند. (با یک استثنای مهم که در گزارشی در همین شماره روزنامه به آن پرداخته شده است، بقیه اقلامی که آقای‌دکترخاتمی متهم به سرقت‌شان هستند مقالاتی‌اند به زبان انگلیسی.) هم نوشته‌های منتشرشده به نام آقای‌دکتر‌خاتمی در دسترس است و هم آثاری که اتهام‌زنندگان ادعا می‌کنند آقای‌دکتر‌خاتمی سرقت کرده‌اند.
در این دوهفته، یکی از مجلات بین‌المللی‌ای که آقای‌دکتر‌خاتمی در سال۲۰۰۳ چنان مقاله‌ای در آن منتشر کرده‌اند بیانیه‌ای رسمی صادر کرده و توضیح داده که مقاله منتشرشده به نام آقای‌دکترخاتمی را از وب‌سایت رسمی‌اش برداشته چراکه معلوم شده منتحل بوده؛ مجله، ضمن محکوم‌کردن انتحال، از خوانندگان و از نویسنده اصلی عذرخواهی کرده است. نیز، در سال۲۰۰۵ کتابی منتشر شده بود حاوی مقالاتی در پدیدارشناسی که یکی از آنها به نام آقای دکتر محمود خاتمی است. در صفحه مربوط به این کتاب در وب‌سایت رسمی ناشر، عنوان مقاله‌ای که به نام آقای‌دکترخاتمی منتشر شده بوده را برداشته‌اند و نوشته‌اند که مقاله به سبب رفتار غیراخلاقی حذف شده است. سردبیر فعلی یکی از مجلات انتشارات شپرینگر هم (که مقاله‌ای را در سال۲۰۰۷ با نام آقای‌دکترخاتمی منتشر کرده است) شخصا واکنش نشان داده است.
و واکنش رسمی دانشگاه تهران و گروه فلسفه‌اش به این اتفاقات چه بوده است؟ تا امروز که پایان آبان است، هیچ. هیچ، نه حتی در حد بیانیه‌ای که بگوید دانشگاه از اتهامات خبردار شده است و رسیدگی خواهد کرد. البته که باید به متهم امکان دفاع داد، اما هیچ محکمه‌ای همیشه منتظر حضور متهم نمی‌ماند (وانگهی، چنان که بسیاری در این دوهفته گفته‌اند، تصورش آسان نیست که آقای‌دکترخاتمی چگونه از خود دفاع خواهند کرد). به نظرم در اینجا وظیفه دانشگاه‌تهران بوده است که به شهروندان اطمینان بدهد که با دقت و سرعت به موضوع رسیدگی خواهد کرد. در مقام مقایسه، به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر مسوولان ورزش کشور در مورد شایعاتی درباره رسوایی‌های ورزشی با شفافیت بیشتری عمل کرده‌اند.
به‌نظر می‌رسد که هر قدر نهادی قدرت جامعه و مردم را بیشتر بداند خود را بیشتر به پاسخگویی و رفتار شفاف مجبور می‌یابد. وقتی در ۲۰۱۲ معلوم شد که نویسنده مجله تایم و مجری برنامه مشهوری در شبکه سی‌ان‌ان در مقاله‌ای از ایده‌های چند پاراگراف از مقاله شخص دیگری استفاده کرده است بدون اینکه به آن مقاله ارجاع داده باشد، تایم و سی‌ان‌ان به‌سرعت واکنش نشان دادند و خود آن شخص هم به‌سرعت و به‌روشنی عذرخواهی کرد. (تکرار کنم: این مجری و نویسنده مشهور فقط از ایده‌های کسی استفاده کرده بود، نه اینکه مقاله او را بالکل به نام خود منتشر کرده باشد.) تفاوت رفتار دانشگاه تهران با این موسسات - که از بودجه عمومی هم تغذیه نمی‌کنند - آشکار است و گمان نکنم تفصیل بیشتری بطلبد.
نمی‌دانم دانشگاه تهران اقدام جدی‌ای خواهد کرد یا نه. شخصا حال ناخوبی خواهم داشت اگر دانشگاهی که سه سال در آن تحصیل کرده‌ام در قبال چنین اتهامات مهیب مستندی واکنشی نشان ندهد. در مرتبه‌ای عینی‌تر، نمی‌دانم چه می‌شود نتیجه گرفت در مورد وضعیت آموزش عالی کشور وقتی که دانشگاه مادر چنین وضعیتی داشته باشد.
نگرانی‌هایی ابراز شده است در این مورد که حذف استاد باسوادی از نظام آموزشی ایران در مجموع به ضرر کشور است. این نگرانی را از چندجهت می‌توان بررسی کرد: اول اینکه با توجه به اینکه هم‌اکنون اصالت تقریبا همه آثار پژوهشی آقای‌دکترخاتمی محل سوال است، برای کسانی که ایشان را شخصا نمی‌شناسند روشن نیست که مقام علمی ایشان چیست. دوم اینکه، دست‌کم در مورد کسانی که در این روزها با نام واقعی خودشان نظر داده‌اند، مورد جدی‌ای سراغ ندارم که مستقیما صحبت از اخراج کرده باشد - مطالبه، بررسی اتهامات و برخورد قانونی با موضوع است، که شاید مستلزم اخراج باشد و شاید نباشد.
حرف‌های دیگری هم هست، اما مجال هزارکلمه‌ای من تمام شده است.
 

دیدگاه‌ها(۰)