۱۳۹۶ جمعه ۲۸ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۳۰۹ - ۱۳۹۴ سه شنبه ۵ خرداد
پیسی پنج هزار تومن

پوریا عالمی: وضعیت اقتصادی شما چطور است؟ وضعیت اقتصادی ما این‌طوری است که می‌رویم ساندویچی حساب می‌کنیم ساندویچمان را با آب معدنی بخوریم کمتر می‌افتد یا با نوشابه. 
یا مثلا اودکلن. قیمتش این‌قدر رفته بالا که اگر دودوتا چهارتا کنید، می‌بینید پیسی هفت هزار تومان می‌افتد. عید پارسال پیسی، پنج هزار تومان می‌افتاد. برای همین ما وقتی می‌رویم میهمانی، همین که زنگ در را زدیم، سریع دوتا پیس می‌کنیم؛ یکی این‌ور یکی آن‌ور و می‌پریم در آغوش میزبان و بوس عطرآگین خود را تحویل می‌دهیم. 
جوراب که هیچی. لباس‌های دیگر هم خیلی گران شده. یعنی به‌قدری گران شده که آدم حیفش می‌آید در معرض تماشا نگذاردش. دیروز توی مترو دیدیم یکی لباسش را از رو پوشیده بود. گفتیم «ببخشید برادر چرا این‌طوری تیپ‌ زدی و زیر و رو را یکی کردی؟» گفت: «داداش می‌دونی چند خریدمش؟» ما هم قانع شدیم. 
تخم‌مرغ هم گران شده. قدیم تخم‌مرغ اصلا عددی محسوب نمی‌شد. الان خودش واحد است و صرافی‌ها دلار و سکه طلا و تخم‌مرغ را در گاوصندوق نگهداری می‌کنند. رفتیم صرافی گفتیم لطفا این پول را برای ما چنج کن. 40دلارو 20 ئگ تحویلمان داد. گفتیم ببخشید این ئگ چیست؟ گفت این ئگ هم برای ما سُنت است هم سِنت است. متقاعد شدیم. 
همه‌چیز گران شده و مردم با همه‌چیز راحت کنار آمده‌اند جز با قیمت روزنامه و کتاب. طرف می‌رود دم کیوسک می‌گوید دو نخ سیگار بده، چقدر می‌شود؟ کیوسکی می‌گوید هزارو 500 تومن. بعد می‌پرسد روزنامه چند است؟ کیوسکی می‌گوید هزار تومان. طرف می‌گوید؟ چی؟ هزار تومن؟ چه خبره؟ این مطبوعاتی‌ها سر گردنه نشسته‌اند. اصلا چی چاپ می‌کنند که هزار تومن بیرزد؟ من که عمرا بخرم. واقعا گران است. بیا داداش اعصابم خرد شد. این دو تومن را بگیر دو نخ سیگار بده بکشیم. 
بله. قیمت جان آدمیزاد هم بالا رفته. الان بروی بیمارستان و عضو بفروشی، اگر تکه‌ای حساب کنی یعنی کلیه 30 تومن، چشم چپ 20 تومن، روده بزرگ 40 تومن و... سرجمع نفری 900 میلیون تومان می‌ارزیم. منتها این قیمت ملک است. سرقفلی چی؟ هیچی. درواقع بدنت کلی می‌ارزد، اما برای خودت ارزشی قائل نیستند. مثل مغازه دودهنه‌ای در بازار که 40 میلیارد می‌ارزد، اما توش دارند کتاب پنج‌هزار تومنی می‌فروشند.


دیدگاه‌ها(۰)