۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۵۱۲ - ۱۳۹۴ چهارشنبه ۱۴ بهمن
تازه‌های نشر نیلا

نمایش‌نامه ترجمه
یک کمدی دیگر از نیل سایمون

«مشنگ‌ها»، نمایش‌نامه‌ای است از نیل سایمون که با ترجمه مجید مصطفوی از طرف نشر نیلا منتشر شده است. نیل سایمون از نمایش‌نامه‌نویسان مطرح آمریکایی است و پیش از این نیز آثاری از او به فارسی ترجمه شده است که از آن میان می‌توان به «اتاقی در هتل پلازا»، «اتاقی در هتل کالیفرنیا»، «پابرهنه در پارک»، «پزشک نازنین»، «دختر یانکی» و «عاقبت عشاق سینه‌چاک»، «پسران آفتاب» و «کله‌پوک‌ها» اشاره کرد. نیل سایمون یکی از سرآمدان کمدی‌نویسی در تاریخ نمایش‌نامه‌نویسی قرن بیستم است و یکی از ویژگی‌های کمدی‌های او طنز کلامی است. او علاوه بر نمایش‌نامه‌نویسی، به فیلم‌نامه‌نویسی نیز پرداخته است. «مشنگ‌ها» تازه‌ترین نمایش‌نامه ترجمه‌شده از سایمون به زبان فارسی است. این نمایش‌نامه یازده شخصیت دارد و وقایع آن در زمانی خیلی دور در روستای کول‌یِنچیکُف می‌گذرد. کول‌ینچیکف، آن‌گونه که در آغاز نمایش معرفی شده، روستای دورافتاده‌ای در اوکراین است. روستایی که لئون، اولین شخصیتی که در نمایش‌نامه پا به صحنه می‌گذارد، درباره آن می‌گوید: «کول‌ینچیکف، دوستش دارم! دقیقا همونیه که تصور می‌کردم: یه روستای آروم، دوست‌داشتنی، و نه چندون بزرگ... بهترین جا برای شروعِ کارِ یه معلمِ مدرسه... خُب، راستشو بخواین، یه دو سالی تو یه مدرسه‌ی آمادگیِ مسکو به بچه‌کوچولوها الفبا و اعداد رو یاد داده‌م، ولی این یکی، این یکی اولین کار حرفه‌ایِ من به‌عنوانِ معلمِ تمام‌وقتِ مدرسه به حساب می‌آد. درواقع، من اصلا حتا اسمِ کول‌یِنچیکُف رو هم نشنیده بودم تا این‌که اون آگهیِ دکتر زوبریتسکی رو توی نشریه‌ی دانشکده دیدم. گرچه محل این شغل یه روستای دورافتاده‌ی اوکراینی بود، با اشتیاق قبولش کردم...» لئون چنانکه از همین آغاز نمایش‌نامه برمی‌آید برای تدریس به کول‌ینچیکُف آمده است. او عاشق تدریس است و با شوق‌وذوق به این روستا آمده است و در همان ابتدای ورود به چوپانی به نام اسنتسکی برمی‌خورد که کمی عجیب‌وغریب حرف می‌زند و گویا کمدی نیل سایمون از همین لحظه می‌رود که رقم بخورد. اسنتسکی که حاضر نیست اسم کوچکش را به لئون بگوید، دنبال گوسفندهایش می‌گردد و به لئون می‌گوید که اگر به گوسفندهای او برخورد کرد به آن‌ها پیغام بدهد که چوپان دارد دنبال‌شان می‌گردد: «...بهشون بگین چوپون داره دنبال‌شون می‌گرده، اونا بِهِتون بگن کجان تا من برم بیارم‌شون...» اسنتسکی در ادامه این مکالمه به لئون می‌گوید که در این روستا هیچ‌کس مخ درست‌و‌حسابی ندارد و همه به‌نوعی مشنگ هستند. او خودش را هم از این قاعده مستثنا نمی‌کند و به معلمی که با هزار امید و آرزو برای تدریس به این روستا آمده، می‌گوید: «...ماها تو کَت‌مون نمی‌ره چیزی یاد بگیریم. ما اهالی کول‌یِنچیکُف کلا مشنگیم. سر تا تهِ لهستانو بگردی مشنگ‌تر از ما تو هیچ شهر و دهی پیدا نمی‌کنی». قاضی کوپچیک، دکتر زوبریتسکی، لنیا، سوفیا، یِنچنا، میشکین، گرِگور، اسلوویچ و کُنت یوسه‌کِویچ دیگر شخصیت‌های نمایش‌نامه «مشنگ‌ها» هستند.
مشنگ‌ها/ نیل سایمون/ ترجمه مجید مصطفوی

آنها که راحتی‌ها را جابه‌جا می‌کنند
«چیزهایی که شب تق‌وتوق می‌کنند» نمایش‌نامه‌ای است از دان نیگرو، نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی، که با ترجمه مونا هدایتی در مجموعه کتاب‌های کوچک انتشارات نیلا منتشر شده است. در آغاز ترجمه فارسی این نمایش‌نامه درباره دان نیگرو می‌خوانیم: «دان نیگرو در 30 سپتامبرِ 1949 در مَلوِرنِ اوهایو، آمریکا، به دنیا آمد. مدرکِ کارشناسی‌اش را در رشته‌ی ادبیات انگلیسی از دانشگاهِ اوهایو گرفت و مدرکِ کارشناسی‌ارشد را در رشته‌ی هنرهای نمایشی از دانشگاهِ آیووا؛ و سپس در دانشگاهِ اوهایو به تدریس پرداخت». نیگرو که اکنون شصت‌و‌شش‌ساله و ساکن حومه کانتون اوهایو است، نمایش‌نامه‌نویسی است پرکار که آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در کشورهای زیادی روی صحنه رفته است. آثار نیگرو مورد اقتباس سینمایی نیز قرار گرفته‌اند و چنانکه در مقدمه ترجمه فارسی نمایش‌نامه «چیزهایی که شب تق‌و‌توق می‌کنند» اشاره شده از جمله آثار او که به فیلم تبدیل شده، نمایش‌نامه «کلاغ‌سیاه‌های باغچه» است که کِنِت بریس در سال 1999 فیلم «مِلکِ اربابی» را براساس آن ساخته است. «چیزهایی که شب تق‌وتوق می‌کنند»، نمایش‌نامه‌ای است کوتاه با دو شخصیت به نام‌های بن و تریسی و کل داستان آن در یک صحنه، اتاق پذیرایی، می‌گذرد. زمانِ وقوع داستان نمایش، آخر شب است و اشیای صحنه چنانکه در توضیح اول نمایش‌نامه آمده شامل یک کاناپه و یک میز با چراغ مطالعه هستند. در آغاز نمایش‌نامه، بن و تریسی درباره اجرایی از نمایش‌نامه «خیانت» هارولد پینتر با هم گفت‌وگو می‌کنند. در جایی از این گفت‌وگو تریسی درباره این اجرا می‌گوید: «هر صحنه که تموم می‌شد، چراغ‌ها خاموش می‌شد و یه آدم‌هایی با لباسِ مشکی و نقاب مشکی به چهره‌شون، تو تاریکی می‌اومدن بیرون و راحتی‌ها رو به شکل‌های مختلفی در‌می‌آوردن، تا موقعِ روشن‌شدنِ چراغ‌ها مثلا ما متوجه بشیم حالا یه جای دیگه هستیم، مگه نه؟ ایده‌شون این بود که بینِ هر صحنه راحتی‌ها رو جابه‌جا کنن و جورهای مختلف رو هم بچینن تا کاناپه‌ی راحتی یا تختِ راحتی یا چیزهای دیگه‌ای از اون راحتی‌های بی‌شکل درست کنن. مگه نه؟» مکالمه ادامه می‌یابد و تریسی می‌گوید: «سه‌چهارم نمایش که گذشت بیش‌ترِ زمان رو تو تاریکی بودیم تا تو روشنایی، سیاه‌پوش‌هایی هم که راحتی‌ها رو جابه‌جا می‌کردن بیش‌تر از بازیگرها روی صحنه بودن، به نظر می‌رسید خودِ نمایش اهمیتش کم‌تر و کم‌تر می‌شه و جابه‌جاییِ راحتی‌ها هِی داره بیش‌تر اهمیت پیدا می‌کنه. تا جایی‌ که دستِ آخر سیاه‌پوش‌ها با اون کارِ خُل‌خُلی‌شون اون‌قدر وقت صرفِ جابه‌جاییِ راحتی‌ها تو تاریکی می‌کردن که دیگه اصلا نمی‌شد گفت داریم نمایشی با مضمونِ خیانت می‌بینیم، داشتیم نمایشی در موردِ این آدم‌های عجیبِ کوچولو می‌دیدیم که سیاه پوشیده‌ن و اون راحتی‌های کوفتی رو جابه‌جا می‌کنن». بحث درباره راحتی‌های اجرائی از نمایش پینتر، به‌نوعی کمدی تهدید پینتر را به زندگی تریسی و بن متصل می‌کند و زیر پوست این متن گویا همان سیاه‌پوش‌هایی که در صحنه اجرای خیانت پینتر راحتی‌ها را جابه‌جا می‌کرده‌اند در ترددی پنهان هستند. چنانکه بن در اواخر نمایش‌نامه می‌گوید: «خیله خُب، بذار فکر کنیم این آدم‌های مرموز شب که ما خوابیم می‌آن این‌جا، تمامِ شب تو تاریکی وسایلو جابه‌جا می‌کنن و بعد دوباره می‌ذارن‌شون سرِ جایی که بوده‌ن، یا تقریبا همون‌جا. بعدم مثل شخصیت‌های کارتونی برمی‌گردن تو کابینت. چه فرقی می‌کنه؟ واسه ما چه آزاری دارن؟»
چیزهایی که شب تق‌وتوق می‌کنند/ دان نیگرو/ ترجمه مونا هدایتی

 


دیدگاه‌ها(۰)