۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۵۶۴ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱ ارديبهشت
دیگر نمی‌شود
علی فرامرزی

پاسخ‌گویی و شفافیت در جهان امروز آنچنان امری رایج و ضروری شده که گاه انسان احساس می‌کند رو به ‌سوی افراط دارد. از یک شرکت خصوصی که از چند نفر تشکیل شده حتما یکی به‌ عنوان سخنگو معرفی می‌شود؛ چراکه دریافته‌اند در دنیای مدرن و عصر ارتباطات، افکار عمومی را با پشتوانه و نیرویی که مردم از وسایل ارتباط‌جمعی به‌دست می‌آورند جز با قانع‌کردن نمی‌توان مهار کرد. این را مسئولان حوزه هنر هم باید بپذیرند که جهان رو به سوی شفاف‌شدن دارد. زمان پشت درهای بسته نشستن و در محافل خصوصی قول و قرارگذاشتن گذشته است. زمانِ گفتن حرف‌های دوپهلو دارد به‌سر می‌آید. این تغییرات از ملزومات و نتایج رأی آزاد و دموکراسی است. وقتی مردم را تشویق به مشارکت می‌کنیم پس باید جواب‌گو هم باشیم و انتقاد و اشتباه را هم بپذیریم. فرقی هم نمی‌کند؛ چه فلان انجمن مردم‌نهاد باشی یا ارگانی نیمه‌خصوصی یا تمام‌دولتی. جهان میل به شیشه‌ای‌شدن دارد. باید پذیرفت، باید قبل از آنکه آب از سر بگذرد جهت را عوض کرد. این به این معنی نیست که تمام تصمیماتی که در پشت درها گرفته شده، لزوما براساس دورزدن منافع دیگران بوده، در بسیاری موارد و شرایط این تصمیم‌ها تنها راه‌حل برای پیشبرد بعضی امور بوده و گاهی از ملزومات مدیریت موفق هم بوده است (اگرچه در خیلی مواقع خود ملزومات بهانه‌ای برای سوءاستفاده می‌شده)، ولی هرچه بوده دیگر زمانش گذشته. وقتی به فلان مسئول در ابتدای کارش نصیحت می‌کنی که از لوازم مدیریت مؤثر، داشتن مشاوران آگاه و کاربلد است و جواب می‌شنوی که من می‌خواهم بدون مشاور کار کنم، چون هرچه تاکنون پیش آمده بخش مهمی از آن به خاطر مشاوران بوده، تجربه به تو اخطار می‌کند که اوضاع چندان واقع‌بینانه پیش نخواهد رفت؛ چراکه می‌دانی اگر چیزی اشتباه بوده به خاطر نفس مشورت نبوده، بلکه یا مشاوران در جایگاه درستی نبوده‌اند یا حسن‌نیت به‌قدر کافی در میان نبوده است. ازهمین‌روست که این روزها صحبت از مدیریت هیأت امنائی برای مراکز فرهنگی مطرح است. اتفاقات چند هفته گذشته در عرصه هنرهای تجسمی می‌تواند گفتنی‌های بسیار و بررسی‌های چندجانبه‌ای را در دل خود داشته باشد. برای اهل دقت و انصاف، برای انجمن‌های هنری و فرهنگی و برای سوی دیگر قضیه که مسئولان دولتی این حوزه باشند درس‌های آموختنی کافی در خود دارد. آن‌قدر گفته شده که دیگر تکراری به نظر می‌آید؛ اینکه در عصر ارتباطات باید رو به‌ سوی مردم داشت، چه این انسان‌ها اعضای یک تشکل باشند یا آحاد مردم. بنده بسیار خوشحالم که بعد از آن همه گفتن‌های مکتوب و تذکرهای شفاهی اکنون واقعیت‌های برآمده از رأی مردم لزوم شفاف‌سازی و توضیح‌دادن را به عنوان امری اجتناب‌ناپذیر درآورده است. گمان این است که مقداری از مسائل این روزهای عرصه تجسمی با درمیان‌گذاشتن واقعیت‌ها و گاهی پذیرفتن بعضی اشتباهات رفع‌شدنی است و در نتیجه ایجاد تفاهم و همدلی کم‌هزینه خواهد بود و گرفتن نتایج مثبتِ هرچه بیشتر، دور از دسترس نخواهد بود. در دو هفته اخیر این دومین‌بار است می‌نویسم که یادمان باشد این روزها، روزهای حساسی است.


دیدگاه‌ها(۰)