۱۳۹۶ دوشنبه ۲۷ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۲۳ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۹ آذر
لطیف صفری در گفتگو با شرق:
کینه‌ام را به دل گرفتند
حدیث مرادی

لطیف صفری نماینده دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه اسلام‌آباد غرب، یکی از اصلاح‌طلبان شاخص کرمانشاهی است که بسیاری معتقدند مفهوم چپ و راست در عرصه سیاسی بخش‌هایی از استان کرمانشاه به‌ویژه در حوزه انتخابیه اسلام‌آباد غرب با او تعریف‌شده است.
در پایتخت او را با روزنامه نشاط و همکاری‌اش با چهره‌های مطرحی همچون ماشاالله شمس‌الواعظین و جلائی پور می‌شناسند و در کرمانشاه برخی معتقدند او نقش مهمی در فضای سیاسی مناطق غرب استان، به‌ویژه در انتخابات مختلف و راه‌یابی برخی چهره‌ها به مجلس ایفا می‌کند، به گفته خودش هیچ‌گاه دغدغه کرمانشاه او را رها نکرده و این روزها زلزله و مرگ جمعی از هم استانی‌ها، حال و هوایش را بد به‌هم‌ریخته است. در خصوص فعالیت‌های سیاسی و برخی از مسائل استان با او مصاحبه‌ای انجام دادیم:

مسلماً زلزله کرمانشاه همه ایرانیان به‌ویژه مردم کرمانشاه را متأثر کرده است آیا صحبت و یا بحث خاصی در این خصوص و مباحث پیرامون آن دارید؟
اجازه بدهید در ابتدا به خانواده‌های داغدار که در فاجعه مصیبت‌بار زلزله اخیر، عزیزی را از دست دادند تسلیت بگویم و برای مجروحین سلامتی و برای بازماندگان نیز صبر آرزومندم. مصیبت اخیر همه مردم ایران به‌ویژه ما کرمانشاهیان را بسیار متأثر نمود و امیدوارم دولت هر چه سریع‌تر نسبت به اسکان زلزله‌زدگان و ارائه تسهیلات ویژه به این مناطق اقدام کند. به نظر من مهم‌ترین و امیدوارکننده‌ترین موضوع که در این فاجعه شاهد آن بودیم همبستگی صمیمانه و دلسوزانه تمام مردم دلسوز و نوع‌دوست ایران فارغ از قومیت، زبان و هر نوع آیین و مذهب بود؛ اما نکته تأسف‌بار اینکه خود این افراد شخصاً و یا از طریق گروه‌های مختلف مردمی یا سازمان‌های مردم‌نهاد و یا اشخاص مورد اعتمادشان اقدام به رساندن این کمک‌ها به آسیب دیدگان کردند و این نشان از آن دارد که مردم کمتر به نهادهای دولتی اعتماد می‌کنند. مسلماً اگر اعتماد مردم نباشد نمی‌شود مملکت را اداره کرد.
چرا این حجم از بی‌اعتمادی به وجود آمده است؟
در جنگ مردم با تمام وجود به دولت اعتماد داشتند و مسائلی مانند پاکی و پاک دستی برای همه  ارزش بود اما متأسفانه در یک برهه خط‌کشی‌هایی به وجود آمد و شرایطی ایجاد شد که عده‌ای قدرتمند شدند و بعد هم که مباحثی مثل فساد و رانت و اختلاس شکل گرفت و دستگاه‌های متولی به‌خوبی با آن برخورد نکردند و این امر باعث بی‌اعتمادی و گله‌مندی مردم شده است. امیدوارم دولت و همه مسئولان کشور از این موضوع درس گرفته باشند و به خود بیایند.
برای آغاز مصاحبه از دوران بچگی شما شروع کنیم لطیف صفری در کجا و در چه خانواده‌ای به دنیا آمدید؟
متولد 1324 در یک خانواده عشایری هستم. چون قبل از ورود به مدرسه مدتی نزدیک معلم خانگی درس‌خوانده بودم وقتی وارد مدرسه شدم از کلاس سوم شروع کردم. در شاه‌آباد اسلام آباد تا کلاس نهم در مدرسه شاهپور بودم. در دبیرستان پهلوی کرمانشاه با مدیریت مرحوم مصطفی پروینی و حضور معلمان فرهیخته‌ای مانند یدالله بهزاد کلاس دهم را گذراندم، بعد هم به دانشسرای مقدماتی رفتم که مدیریت آن با آقای محمدحسن پاک‌باز از فرهنگیان نیک‌نام کرمانشاه بود در پایان دوره دانشسرا در حوزه شاه‌آباد غرب (کرند غرب) معلم شدم. سپس در دبستان و دبیرستان‌های شاه‌آباد غرب تدریس می‌کردم. در سال 1348 در کنکور سراسر دانشگاه تهران در رشته زیست‌شناسی پذیرفته شدم متعاقب آن در امتحان فوق‌لیسانس مرکز آی. بی. بی دانشگاه تهران قبول شدم که فوق‌لیسانس را با عنوان (مهندسی سلول‌های مغز) گرفتم البته در این مدت به وظیفه معلمی در دبیرستان‌های تهران نیز می‌پرداختم. بعد از پایان تحصیل در سال 1355 به دعوت آقای دکتر گویا رئیس وقت دانشگاه رازی کرمانشاه به‌عنوان عضو هیئت‌علمی این دانشگاه انتخاب شدم که تا سال 1359 آنجا بودم. دانشگاه رازی از مهم‌ترین مراکز شکل‌گیری انقلاب و کانون اصلی برنامه‌ریزی و هماهنگی فعالیت گروه‌های انقلاب بود. در انجمن علمی نیز که عده‌ای از دانشگاهیان و فرهنگیان و حقوقدانان و پزشکان و بعضی روحانیون بودند حضور داشتم که مسائل سیاسی، اجتماعی را پیگیری می‌کردیم. بعد از پیروزی انقلاب با پیام امام جهاد سازندگی اسلام‌آباد را با کمک عده‌ای از دوستان تشکیل دادیم که طی 9 ماه مستمر در این نهاد طرح‌های زیر بنائی مناسبی انجام دادیم ضمن اینکه هم‌زمان در دانشگاه هم تدریس می‌کردم. حسن شهرت خانوادگی و عملکرد خودم در دوران معلمی، انقلاب و جهاد و دانشگاه... باعث شد مردم در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به من رأی بدهند.
با شروع جنگ تحمیلی حوزه وکالت من از اولین مناطقی بود که تحت تأثیر مستقیم جنگ قرار داشت. من در کنار مردم اسلام‌آباد غرب از هیچ تلاشی برای پایداری و مقاومت و تحمل بمباران‌ها و موشک‌باران فروگذار نکردیم. بعد از دوره نمایندگی به کار دانشگاهیم در دانشگاه تهران ادامه دادم، باوجودآنکه بورس تحصیلی خارج از کشور داشتم اما ترجیح دادم مقطع دکتری را در دانشگاه تهران سپری کنم و در سال 1374 به‌عنوان اولین دکترای فیزیولوژی ورزش و سلامتی در ایران فارغ‌التحصیل شدم. بعدازآن یک سال هم در دانشگاه لندن دوره تحقیقاتی در این زمینه گذراندم. در ضمن 5 سال هم معاون حقوقی و آموزشی سازمان انرژی اتمی ایران بودم.
از سختی‌ها و مشکلات دوران نمایندگی بگوئید؟
در دوره‌های اول و دوم مجلس با تأکید امام مبنی بر آزادی انتخابات تقریباً تمامی افراد و گروه‌ها امکان شرکت و کاندیدا شدن در انتخابات را داشتند و رد صلاحیت به ترتیبی که بعدازآن اتفاق افتاد انجام نشد. از دوره چهارم رد صلاحیت‌ها اعمال شد .ازجمله این گروه‌ها سازمان ... بود که از دوره دوم مجلس به‌واسطه مخالفت من با یک رانت گسترده در انحصاری کردن ماشین‌آلات سنگین کشاورزی و خدماتی، حضور من در مجلس را مخل اهداف سیاسی و اقتصادی خود می‌دانستند؛ زیرا در آن دوره که در شرایط ویژه اقتصادی زمان جنگ که حتی واگذاری اقلام ساده ضروری به مردم با کوپن و تحت سهمیه‌بندی ضابطه‌مند صورت می‌گرفت، وزارتخانه‌های صنایع سنگین و کشاورزی طی قراردادی، انحصار فروش ماشین‌آلات سنگین کشاورزی و خدماتی را در اختیار سازمان ... قرار داده بودند که نافی حق مردم و در تضاد با توزیع عادلانه امکانات بود. سر این قضیه کینه مرا به دل گرفتن‌اند و بعد هم این موضوع بر رد صلاحیتم اثر گذاشت.
برای اینکه از مواضعتان کوتاه بیایید به شما فشار آوردند؟
البته سعی درمنصرف کردن ما از پیگیری سؤال از وزیر مربوطه به روش‌های مختلف مذاکره، تطمیع و تهدید و واسطه کردن بعضی بزرگان مجلس داشتند اما با توجه به اهمیت موضوع برای مردم بخصوص کشاورزان و روستاییان کشور، بر خواسته خود پافشاری کردم و آن قرارداد بارأی مجلس به تخلف در قرارداد، لغو شد. من رد صلاحیت خود در انتخابات مجلس چهارم و پنجم و ششم و همچنین فشارها و صدماتی که در ادامه فعالیت‌های سیاسی و روزنامه‌نگاری خود تحمل کردم بی‌ارتباط با این موضوع نمی‌دانم.
شما در مقابل کاری کردید؟
به هر صورت چون نیروهای همفکر و طرز تلقی‌شان از حقوق مردم با باورهای من همسو نبود، در اکثر انتخابات نیروهای همفکر ما در مقابل نیروهای آن جریان، به باور مردم منطقه نزدیک‌تر بودند، ناگزیر به رویارویی در عرصه انتخابات بوده‌ایم که الحمدالله نتیجه انتخاباتی که ورود کرده‌ایم مشخص است.
چند سالی هست که دوران نمایندگی شما تمام‌شده و ساکن کرمانشاه هم نیستید آیا هنوز هم کرمانشاه برای شما دغدغه است و مردم به شما مراجعه می‌کنند؟
هیچ‌وقت ارتباط من با استان کرمانشاه و کرمانشاهیان قطع نشده وزندگی‌ام هم از راه کشاورزی در این منطقه دارم می‌گذرد و اگر مردم مراجعه کنند در حد توان برای رفع مشکلاتشان و مشورت راهنمایی آن‌ها دریغ نمی‌کنم.
تا چه حد با فضای اصلاح‌طلبی استان آشنایی دارید؟
افتخار می‌کنم یکی از شاخص‌ترین اصلاح‌طلب‌های استان هستم و باور دارم که اصلاح‌طلبی در روحیه تحول‌خواهی و احقاق حقوق مردم جامعه نهفته است و فکر نمی‌کنم اصلاح‌طلبی در استان کرمانشاه به‌هیچ‌وجه در احزاب اصلاح‌طلب  به چپ وراست خلاصه شود.
دلیل این امر را شرایط داخل استان می‌دانید یا اصولاً وضعیت احزاب ما هم تابعی است از وضعیت احزاب کشور؟
ما در ایران حزب سراسری که بتواند بخش عمده‌ای از جامعه را نمایندگی کند نداریم؛ بنابراین احزاب بیشتر شکلی و محفلی هستند. مثلاً در استان کرمانشاه که نزدیک دو میلیون نفر جمعیت دارد شاید کمتر از دو هزار نفر عضو احزاب باشند. خوب طبیعتاً احزاب نمی‌توانند دیدگاه‌های اکثریت مردم را انعکاس دهند و هدایتگر آراء عمومی باشند.
از سوی دیگر در سطح کلان کشور هم‌حزب فراگیر نداریم و میدانیم که احزاب در ایران نه از دل طبقات و گروه‌های اجتماعی که پس از وقوع حوادث سیاسی شکل ‌گرفته‌اند و اجازه پيدا نكرده‌اند که این احزاب دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته به سن بلوغ برسند.
در استان؛ ما شاهد اختلاف بین خود اصلاح‌طلبان هم هستیم. حتی برای بستن یک لیست مجلس یا شورای شهر هم نمی‌توانند به تفاهم برسند و درنتیجه شاهد برخی مشکلات ازجمله حضور خیلی کم نمایندگان اصلاح‌طلب در این نهادها هستیم. در این زمینه چه نظری دارید؟
همان‌طور که قبلاً اشاره شد اصلاح‌طلبی نه یک جبهه سیاسی که یک طرز فکر و فلسفه سیاسی اجتماعی است که احزاب بخشی از آن هستند. این احزاب چون بعضاً اصالت اصلاح‌طلبی خود را باور ندارند درنتیجه مردم را هم باور ندارند؛ بنابراین مردم هم به دعوتشان جواب مثبت نمی‌دهند. برخی از این آقایان در مرکز می‌نشینند و انتظار دارند چون تابلوی یک حزب را بالابرده‌اند و جمعی از هم محفلی‌هایشان در مرکز یا مراکز استان‌ها دورشان جمع شده‌اند مردم به حرفشان گوش بدهند؛ اما باید از خودشان بپرسند چه‌کاری برای مردم و در دفاع از حقوق مردم انجام داده ایدکه مردم به شما اعتماد کنند. اصلاح‌طلبان کرمانشاه و خیلی مناطق دیگر متأسفانه انسجام هدفمند پیدا نکرده‌اند. خیلی از بزرگان منطقه و متنفذان و معتمدین در طی سال‌ها همفکر ما بوده‌اند و برای رأی آوری کاندیداهای اصلح کمک کرده‌اند عضو هیچ حزبی نبوده و مستقل عمل می‌کنند و زیر بار اقدامات محفلی نمی‌روند.
گفته می‌شود شما تأثیر زیادی بر روند انتخابات اسلام‌آباد و دالاهو دارید و معمولاً کاندیداها برای جلب حمایت به شما مراجعه می‌کنند. ملاک شما برای حمایت از یک کاندیدا چیست؟
البته مردم آن‌چنان به بلوغ سیاسی رسیده‌اند که اشاره یک نفر برای هدایت رأی آن‌ها کافی نیست، اگر من و همفکرانم تأثیری درنتیجه انتخابات منطقه داریم نه به‌واسطه پیروی صرف مردم بلکه به خاطر رابطه ارگانیک است که در طول سالیان بین آحاد مردم و آن دسته از معتمدین همفکر با مردم به وجود آمده است و این تأثیرگذاری ناشی از اعتماد مردم به جمعی از شخصیت‌های اجتماعی است که من هم یکی از آن‌ها هستم. خیلی از کاندیداهای منطقه برای مشورت و حمایت به من مراجعه می‌کنند اما با توجه به روندی که در ساليان گذشته در پیش‌گرفته شده کمتر افراد ایده آل درصحنه رقابت باقی می‌مانند ولی چون علاقه‌مندیم که انتخابات پرشور برگزار شود و مردم از حق دموکراتیک رأی دادن تا حد امکان استفاده کنند سعی داریم خیر الموجودین را یعنی کسی یا کسانیکه بیشتر بتوانند از حق مردم دفاع کنند حمایت کنیم. البته به این مسئله دقت کنید که حمایت از یک فرد در انتخابات خواست شخصی من نیست و بر اساس مشورت و رایزنی با دوستان همفکر و بزرگان و شخصیت‌های آگاه صورت می‌گیرد.
روند عملکرد نمایندگان استان در مجلس طی سالیان گذشته تا زمان حال را چگونه می‌بینید. با توجه به اینکه ما درگذشته چهره‌های شاخص‌تری در مجلس داشتیم؟
تغییرات در کل کشور اتفاق افتاده است و متأسفانه در همه نهادها ازجمله نهاد مجلس هم ضعیف شدن رخ‌داده است مثلاً جایگاه و وزن سیاسی مجالس اول و دوم به‌هیچ‌وجه قابل‌مقایسه با مجالس اخیر نیست. البته وقتی ملاک تأیید صلاحیت کاندیدا وابسته بودن به جریان خاص باشد و میزان رأی مردم نادیده گرفته شود، مجلس چگونه می‌تواند باقدرت عمل کند. باید به این نکته توجه کرد که قانون برای تأیید صلاحیت کاندیداها چهار مرجع تعیین کرده یعنی اگر پاسخ استعلام چهارگانه‌اش مشکلی نداشته باشد باید صلاحیتش تأیید شود؛ اما فرض کنید یک شخصیت اجتماعی، دانشگاهی، سیاسی و...هیچ مشکلی ندارد ولی صلاحیتش رد می‌شود. این مسئله سبب می‌شود افراد توانمند و آبرودار، برای حفظ آبروی خود وارد میدان نشوند یا در صورت ورود به مجلس نگران رد صلاحیت در دوره بعد هستند.
چهار سال از روی کار آمدن دکتر روحانی می‌گذرد. روند انتصاب مدیران دولت تدبیر و امید در این 4 سال با توجه به حمایت گسترده مردم از دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مشی اصلاح‌طلبی ایجاب می‌کند از فردای انتخابات، چه منتخب مردم موردحمایت ما باشد چه از نیروی رقیب باشد، اصلاح‌طلبان پیگیر مطالبات مردم باشند چون جایگاه اصلاح‌طلبان به پیگیری مطالبات مردم برمی‌گردد. برای شخصیت‌های معتبری که در میان مردم از اعتبار و آبروی خود مایه گذاشته‌اند تا در مقابل رقبای قدرتمند آقای روحانی و امکانات وسیع آن‌ها برای روحانی رأی جمع کنند، حق این است دولت روحانی هم به همین شخصیت‌ها اعتماد کند و از طریق آن‌ها در جریان مشکلات مردم قرارگرفته و آن‌ها راحل و فصل کنند؛ و دولت در انتخاب مدیران توانمند برنامه دار بومی، از نظریات این معتمدین بهره گیرد. به نظر من آقای روحانی در حل مشکلات مردم کرمانشاه موفق نبوده و به وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل‌نکرده بنابراین باید پاسخگو باشد. البته شرایط استقرار دولت روحانی ویژه بود و کشور خزانی سخت از سر گذرانده بود بااین‌وجود این وظیفه ذاتی دولت است که حقوق مغفول مانده مردم کرمانشاه را استیفا نماید.
الآن وضعیت توسعه استان خوب نیست و چندین بار در صدر جدول بیکارترین استان کشور بوده‌ایم. چه مسیری را اشتباه طی کرده‌ایم که به این نقطه رسیده‌ایم؟
اشتباه فقط متوجه مدیریت‌های محلی نیست چون این مدیریت‌ها بخشی از مدیریت کلان کشور هستند. به شهادت تاریخ استان کرمانشاه تا پیش از جنگ تحمیلی جزء استان‌های مرفه و برخوردار کشور بوده است و مردمانش ازلحاظ سخاوتمندی شهره بوده‌اند. وضع مردم ازلحاظ اقتصاد، تولید، فرهنگ، صنعت و سایر مسائل خیلی بهتر از الآن بوده است. ولی جنگ تحمیلی باعث شد بخشی عمده از مراکز تولیدی و کشاورزی و دامداری و... از بین رفتند. مردم 8 سال جنگ، بمباران‌ها، موشک‌باران و آوارگی‌ها را تحمل کردند و منطقه را خالی نکرده و بارها ویرانه‌های جنگ را ساختند بدون اینکه به دولت فشاری بیاورند. انتظار به‌حق مردم این بوده که بعد از جنگ خسارت آن‌ها ترمیم شود و حقوق قانونی‌شان توسط دولت تأمین شود. در طول 8 سال جنگ تمام بودجه‌هایی که به استان کرمانشاه اختصاص‌یافته بود به علت فقدان امنیت هزینه نشده و به صندوق دولت برگشته است بنابراین بعد از اتمام جنگ باید این امور جبران می‌شدند که نشد. برای ایجاد اشتغال اصل بر سرمایه‌گذاری است. چه در دوران جنگ و چه بعدازآن، از طریق دولت سرمایه‌گذاری‌های کلانی در استان‌های برخوردار دور از معرکه جنگ صورت گرفته ولی در این استان حتی خیلی از ویرانه‌های جنگ نیز هنوز بازسازی نشده و این در حالی است که بر اساس نص اصول قانون اساسی دولت موظف است بودجه و امکانات کشور را به‌گونه‌ای بین استان‌ها و مناطق توزیع کند که تبعیض پیش نیاید درحالی‌که مقایسه کرمانشاه باوجودآنکه مردم آن مصداق ایثارگری هم هستند با استان‌های برخوردار دیگر، بیانگر تبعیض آشکار است.
لذا دولت باید حمایت ویژه از مناطقی مثل کرمانشاه داشته باشد تا سرمایه‌گذارهای داخلی و خارجی هم برای سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال به این مناطق بیایند وگرنه اگر امتیازی در کار نباشد سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد در مناطقی که امکانات بیشتر وجود دارد سرمایه‌گذاری کند. ما حامی این دولت هستیم اما حق نقد را برای خود محفوظ می‌نماییم و از دولتی که برای انتخابش تلاش کرده‌ایم می‌خواهیم به وعده‌هایش عمل کند.
حالا که بحث انتقاد به دولت مطرح شد آیا به برخی از انتقاداتی که به روحانی می‌شود مثلاً گردش‌به‌راست اعتقاددارید؟
این‌ها لفاظی های سیاسی است. مگر می‌شود کسی شخصیت خود را تغییر دهد یا روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور نه می‌خواهد و نه می‌تواند مردم را فریب دهد و عدولی در عقاید ایشان نیست کما اینکه هرگز چپ نبوده که گردش‌به‌راست داشته باشد. قطعاً ما اشکالاتی به عملکرد اجرایی دولت داریم و مطالبات اساسی مطرح‌شده در انتخابات را پیگیری می‌کنیم اما از عملکرد دولت روحانی ناامید نیستیم.
به نظر شما درمجموع وعده‌های روحانی تحقق پیداکرده است؟
در خصوص مسائل مهم و کلان مملکتی به بسیاری از وعده‌ها عمل نشده است ولی باید به شرایط کشور هنگام تحویل دولت و مانع‌تراشی‌ها هم توجه شود. به‌هرحال علیرغم همه موارد گفته‌شده باید به وعده‌هایش در مورد حاکمیت قانون و حقوق شهروندی و سایر امور عمل کند.
لطیف صفری حال و حوصله فعالیت‌های سیاسی را دارد یا ترجیح می‌دهد بادانشجوهایش سرگرم باشد؟ به فکر انتشار مجدد روزنامه نشاط نیستید؟
به نظر من انجام فعالیت‌های سیاسی بازنشستگی ندارد. حساسیت و تلاش برای ایجاد شرایط بهتر زندگی اجتماعی چیزی نیست که بتوان از آن دست کشید. در فعالیت‌های علمی و دانشگاهی هم سویه‌هایی از فعالیت سیاسی وجود دارد. هرگاه اراده کنم می‌توانم به‌حکم قانون و مجوز قضایی، روزنامه نشاط را منتشر کنم اما ترجیح می‌دهیم نشاط زمانی منتشر شود که نشاط واقعی در جامعه احساس شود
کدام روزنامه‌ها را به‌صورت روتین می‌خوانید؟
روزنامه‌های اصلاح‌طلب مثل شرق، اعتماد، بهار، همدلی، آرمان و ... و سعی می‌کنم در جریان مطالب روزنامه‌های سایر طیف‌ها هم باشم.
هیچ‌وقت دوست نداشتید در کرمانشاه یک نشریه داشته باشید؟
من تجربه موفق انتشار روزنامه سراسری نشاط را با 400 هزار نسخه در روز دارم. طبیعتاً ترجیح می‌دهم در شرایطی کارکنم که همین‌قدر تأثیرگذاری داشته باشیم. لذا در استان هم اگر زمینه کار مناسب تأثیرگذاری وجود داشته باشد علاقه‌مند به همکاری هستم.
منظورتان از فضای مناسب چیست؟
گردش آزاد اطلاعات، زیرا ایجاد محدودیت در گردش اطلاعات باعث رواج شایعات و ناهنجاری‌های اطلاع‌رسانی می‌شود که مردم به سمت رسانه‌های خارجی می‌روند و کم اعتمادی به رسانه ملی و نشریاتی که محدودشده‌اند موضوع را تقویت کرده، بخصوص در سال‌های اخیر، مردم به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مجازی بیشتر روی آورده‌اند.
به‌عنوان آخرین سؤال آیا فرزندانتان ژن خوب دارند؟
البته که فرزندانم ژن خوب دارند چون به آن‌ها آموخته‌ام برای موفقیت در زندگی به توانایی‌ها و شایستگی‌های خودشان متکی باشند. بشدت از اعمال برخی آقایان (چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا) که رانت خواری را به داشتن ژن خوب تعبیر می‌کنند نفرت دارم. فرزندانم تحصیلات عالی دارند و شغلشان آزاد است و تاکنون هم به‌هیچ‌وجه از موقعیت من برای تحصیل و کارشان استفاده نکرده‌اند.


دیدگاه‌ها(۰)