ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
کلمه عبور را فراموش کرده‌اید؟
ویرایش حساب کاربری

شارژ اعتبار
سوابق خرید
ردیف فاکتور تاریخ مبلغ (تومان) شرح تراکنش کد رهگیری

30 شماره آخر

  • شماره 3449 -
  • ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۳ خرداد
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
ایرانول سپیدار شهروند نارون

رابطه پیچیده هست‌ها و بایدها

سينا فلاح‌زاده راسته‌كناري. كارشناس ارشد مكانيك

کار علمی بیش از آنکه یک فعالیت فردی باشد، نوعی فعالیت اجتماعی است که نتایج آن می‌تواند به نحو گسترده‌ای  روی زندگی انسان‌ها و جوامع تأثیر بگذارد. این تأثیر و تأثر فراوان علم و اجتماع  روی همدیگر بحث از رابطه اخلاق و علم را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. طبیعتا در بررسی رابطه پیچیده میان علم و اخلاق باید به جوانب گوناگون این رابطه دقت کنیم تا به درک درستی از آن دست پیدا کنیم. یعنی باید هم تأثیر علم بر اخلاق را  بررسی   و  هم جنبه‌های گوناگون اخلاق علمی را تحلیل و بررسی کنیم. آنچه در زمان حاضر علم نامیده می‌شود، شکلی از معرفت و نوع خاصی از دانش بشری است که روش‌شناسی آن به دنبال یک سلسله تحولات در مغرب‌زمین رشد کرده و تکامل یافته است. در بسیاری از موارد ادعای عینی‌بودن ویژگی اساسی معرفت علمی است و این عینی‌بودن و تلاش برای هرچه بهترکردن آن وجه ممیز اساسی این نوع معرفت است. علم با سخت‌گیری‌های فراوانی به محصول نهایی خود دست می‌یابد و این سخت‌گیری‌های روش‌شناختی توانایی متقاعدکردن افراد را درباره  عینی‌بودن دانش علمی از طرق مختلف فراهم می‌کنند. از یک دیدگاه نیز می‌توان گفت  علم یک نهاد اجتماعی بسیار قدرتمند است که به نوعی در زمان حاضر در بسیاری از جوامع نقش مذهب مختار را ایفا کرده و ادعای انحصار دسترسی به حقیقت جهان درباره  آن نیز در چنین جوامعی مطرح می‌‌شود. این نهاد بسیار مهم شامل شبکه پیچیده‌ای از روابط درهم‌تنیده است که از آموزش و پرورش تا دانشگاه و نظام سلامت و صنعت و اقتصاد و ارتباطات و نظام تکنولوژیکی و بسیاری دیگر از جنبه‌های آشکار و پنهان نهادهای دیگر را دربر می‌گیرد. نکته مهمی که همیشه می‌توان در ابتدای مباحث علم و اخلاق به آن پرداخت، تفکیک واقعیت/ارزش است. تفکیک میان واقعیت (Fact) و ارزش (Value) که از دوران روشنگری به بعد به یکی از جاافتاده‌ترین مسائل فلسفه تبدیل شده است، به لحاظ تاریخی ریشه در کارهای دیوید هیوم دارد. او بود که برای اولین‌بار این نکته را مطرح کرد که «بایدها» را منطقا نمی‌توان از «هست‌ها» نتیجه گرفت و گزاره‌های هنجاری (Normative) با گزاره‌های تشریحی
(Descriptive) تفاوت اساسی دارند. برای مثال، در بررسی ارزش‌های اخلاقی گروه‌ها و جوامع مختلف به‌سرعت متوجه می‌شویم  هر جامعه‌ای ارزش‌های اخلاقی خاص خود را دارد و از دریچه نگاه خاص خود به رفتار میان انسان‌ها و جهان می‌نگرد (گزاره تشریحی)، اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که لزوما «باید» دستگاه‌های اخلاقی و قوانین مختلفی بر گروه‌ها و جوامع گوناگون حاکم باشند. به‌تازگی فیلسوفان مباحث بسیاری در زمینه حدود و ثغور چنین دوگانه‌انگاری‌ای مطرح کرده‌اند که اصل وجود چنین تفکیک مشخصی میان واقعیت‌ها و ارزش‌ها و همین‌طور مباحثی را که بر اساس این فاصله میان واقعیت و ارزش در مسائل فلسفی برخی علوم و به‌ویژه علوم اجتماعی و علم اقتصاد مطرح می‌شوند، زیر سؤال می‌برد (Putnam, 2002).
ارزش‌های مرتبط با علم و اخلاق کار علمی
همیشه دستگاهی از ارزش‌های درونی و بیرونی هستند که به نحوی به فعالیت علمی مرتبط می‌شوند و این موضوع درباره  قلمروهای گوناگون کار علمی اعم از محض و کاربردی به روش‌های متفاوتی برقرار است. ارزش‌های درونی علم در واقع همان ارزش‌هایی هستند که ویژگی اساسی کار علمی به شمار می‌روند و مهم‌ترین آنها عبارت  از تلاش برای توصیف هرچه دقیق‌تر واقعیت جهان و نزدیکی بیش‌ازپیش به حقیقت است. البته طبیعتا این حقیقت ارتباطی به آن حقیقت رازورزانه که مدنظر عرفاست، ندارد بلکه آن سنخی از تلقی از حقیقت در اینجا مدنظر است که موضوع علم شناخت‌شناسی (Epistemology) قرار می‌گیرد. روش‌شناسی کار علمی چنان که امروزه آن را می‌شناسیم و از سوی فیلسوفان علم و دانشمندان  بررسی  می‌شود، شامل مجموعه‌ای از استانداردهاست که برای توسعه دانش عینی
(Objective knowledge) رعایت می‌شود. کار علمی از این جهت یک حرفه است که مجموعه‌ای از اخلاقیات و ارزش‌های خاص خود را دارد. ارزش‌های بیرونی مرتبط با کار علمی نیز ارزش‌هایی هستند که از چارچوب‌های دیگری غیر از چارچوب خود فعالیت علمی به آن مرتبط می‌شوند.
استانداردهای رفتار اخلاقی در کار علمی
چنان‌که گفتیم، علم یک نهاد قدرتمند اجتماعی است که در شبکه‌ای پیچیده از روابط با سایر نهادها عمل می‌کند و تأثیرات گسترده‌ای بر وضعیت کلی اقتصادی و سیاسی جوامع بر جای می‌گذارد. این شبکه پیچیده روابط بدون در نظرگرفتن ملاحظات اخلاقی در بسیاری از موارد امکان دوام نخواهد داشت و حتی در صورت دوام‌آوردن به هر نحوی می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را متوجه حال و آینده جوامع کند. بی‌اخلاقی در کار علمی از هر نوعی که باشد، چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت زیرا در جوامع امروزی حساب ویژه‌ای  روی اعتبار علم باز می‌کنند و این بی‌اخلاقی می‌تواند موجب آسیب‌رسیدن به وجهه علم و هدررفت منابع انسانی و اقتصادی شود. همین موضوعات در کنار ملاحظات فلسفی مربوط به روش‌شناسی کار علمی است که موجب شده کار علمی فقط با توجه به سخت‌گیری‌های روش‌شناختی و اخلاقی معتبر شناخته شود. با توجه به پیشرفت‌های بسیار علم در یکی، دو سده اخیر و روشن‌شدن بسیاری از ابعاد تأثیرات بی‌اخلاقی در کار علمی، امروزه بحث از اخلاق علمی به یکی از مباحث مهم و پردامنه جامعه‌شناسی علم تبدیل شده است. استانداردها و هنجارهای رفتاری کار علمی به طور کلی به دو دسته استانداردهای روش‌شناختی و استانداردهای اخلاقی قابل تقسیم هستند. استانداردهای روش‌شناختی بیشتر ناظر بر محافظت از ادعای اصلی معرفت علمی یعنی همان دسترسی انحصاری به واقعیت جهان یا همان دانش عینی رعایت می‌شود و هنجارهای اخلاقی علاوه بر کمک‌رسانی به مورد اول شامل مواردی می‌شوند که به طور کلی در مورد رفتار اخلاقی دانشمندان قابل بحث‌اند. از یک دیدگاه خطوط کلی این هنجارهای اخلاقی کار علمی دانشمندان عبارت‌اند از: صداقت، دقت، شفافیت در اطلاع‌رسانی، آزادی، اعتباردهی مناسب، تربیت و آموزش صحیح نسل‌های بعدی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، رعایت قانون، احترام متقابل، بازدهی مناسب و صرفه‌جویی و رعایت احترام افراد و سوژه‌ها (Resnik, 2005). شاید با مقداری تأمل بتوان موارد بسیار مهم دیگری را نیز به این لیست افزود؛ برای مثال رعایت حال محیط زیست و تلاش برای هرچه بهترکردن رابطه انسان و محیط زیست از طریق ایجاد کمترین آسیب و کمترین آلودگی از هنجارهای اخلاقی مهمی است که امروزه بیش از هر دوران دیگری نیاز به آن احساس می‌شود. از سوی دیگر باید دقت کرد که این‌گونه فهرست‌ها شامل وظایف اخلاقی در نظر اول
(Prima facie duties) برای کار علمی هستند و ممکن است در میان آنها تعارضات فراوانی پدید آید که در صورت بروز آنها نیازمند تأملات و داوری‌های بیشتری خواهیم بود تا به رفتاری دست پیدا کنیم که از لحاظ اخلاقی موجه باشد. نکته دیگر این است که بسیاری از مواردی که ذکر کردیم، در عمل دارای استثنائات فراوانی هستند و به هیچ وجه نمی‌توان این فهرست یا هر فهرست مشابه دیگری را یک چارچوب اخلاقی وظیفه‌گرای کاملا صلب به شمار آورد. برای مثال تاریخ علم مواردی را سراغ دارد که تخطی از برخی از این وظایف اخلاقی به پیشرفت‌های بزرگی منجر شده است. در زمان گالیله پرداختن به نظریه خورشید‌مرکزی کپرنیک غیرقانونی و حتی کفرآمیز به شمار می‌رفت و آموختن آن به دیگران یا بحث در مورد آن کاملا ممنوع و غیرقانونی بود. با توجه به اینکه بسیاری از سناریوهای انقراض حیات که امروزه مطرح می‌شوند به نحوی با تکنولوژی مرتبط می‌شوند (Leslie, 2002) هیچ بحثی از اخلاق علمی را نمی‌توان بدون پرداختن به این قضیه مهم به پیش برد. به عبارت دیگر دانشمندان هر علمی باید به کاربردهای دوگانه آن علمی که برای پیشرفت آن تلاش می‌کنند، توجه کافی داشته باشند
(Miller, 2018). از آنجایی که امروزه در عصر غلبه Technoscience هستیم (Nordmann, 2010) بسیاری از آنچه به نظر ما علم محض می‌رسند بدون نیم‌نگاهی به کاربرد آنها در علوم کاربردی تکنولوژی امکان عرض‌ اندام پیدا نمی‌کنند و از همین رو دانشمندان همواره باید موارد استفاده احتمالی شرورانه از علم را پیش چشم داشته باشند و به دقت تحلیل کنند. در سراسر دنیا نهادهای نظامی بودجه‌های فراوانی برای انجام کارهای تحقیقاتی صرف می‌کنند و پرواضح است که صرف بسیاری از این بودجه برای گسترش‌دادن ابزارآلات صرفا دفاعی نیست و سیاست‌گذارانی در همه کشورها هستند که همیشه عطشی سیری‌ناپذیر برای دستیابی به مخرب‌ترین ابزارآلات و تکنولوژی‌های جنگی دارند که دستیابی به برتری‌های استراتژیکی در عرصه‌های بین‌المللی را ممکن می‌كنند. همان‌طور که گفته شد در بسیاری از موارد می‌توان استثنائاتی را برای هنجارهای اخلاقی کار علمی برشمرد. برای مثال در مورد اصل شفافیت در اطلاع‌رسانی باید توجه کرد از آنجایی که در بسیاری از موارد ثبت رسمی یک دستاورد علمی به منظور کسب اعتبار مربوط به آن ممکن است مدتی طول بکشد، دانشمندانی که به یافته‌های مهمی در یک زمینه خاص دست پیدا کرده‌اند، موظف نیستند هرچه را که به دست آورده‌اند قبل از ثبت اختراع یا کسب اعتبار رسمی آن به طور کامل در اختیار مجلات یا رسانه‌ها قرار دهند و باید این حق را برای آنها قائل بود که به هر نحوی از سرمایه علمی خود تا زمان اعلام رسمی آن محافظت کنند. البته در تاریخ علم مواردی سراغ داریم که به‌تعویق‌انداختن انتشار دستاوردهای علمی به دلایل دیگری نیز صورت پذیرفته است. برای مثال چارلز داروین از آنجایی که از میزان مناقشه‌برانگیزبودن نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی خود در میان دانشمندان و روحانیون و مردم عادی باخبر بود، انتشار اصلی نتایج مربوط به یافته‌های خود را به مدت دو دهه به تعویق انداخت تا به شواهد متقاعدکننده مناسب برای نظریه خود دست پیدا کند. مورد شایان ذکر دیگر این است که اگرچه خطاهای سهوی و عمدی در بسیاری از موارد عوارض مشابهی را برای جامعه علمی به دنبال دارند کسانی را که در نهایت صداقت دچار خطای علمی یا حتی بی‌دقتی شده‌اند نمی‌توان با کسانی که عامدانه در داده‌ها دستکاری می‌کنند، برابر دانست و هر دو را به یک اندازه مجازات کرد. واقعیت این است که دستکاری عامدانه در داده‌ها و برساختن نظریات مجعول براساس داده‌های واهی می‌تواند به‌شدت به وجهه علم آسیب وارد کند و موجب سلب اعتماد مردم و جامعه علمی از نتایج کار علمی شود. نکته دیگری که به‌ویژه برای وضعیت انتشار یافته‌های علمی در کشورهای درحال توسعه دارای اهمیت است رعایت کیفیت مطالب است. معمولا جایگاه‌های آکادمیک و بودجه‌های علمی به دانشمندانی اختصاص پیدا می‌کند که پیش‌برنده پروژه‌های علمی موفق هستند، اما این موفقیت در بسیاری از موارد یک معیار کیفی قابل توافق ندارد و تصمیم‌گیری‌ها صرفا از روی کمیت کارهای ارائه‌شده انجام می‌شود. در اولین گام باید توجه کرد که واردكردن فشار اقتصادی به دانشمندان می‌تواند موجب بروز بی‌اخلاقی در جامعه علمی شود زیرا دانشمندان به این نتیجه خواهند رسید که برای دوام در محیط آکادمیک مجبور به انتشار اسناد علمی هستند و وقتی مسائل علمی مورد بررسی آنها دشوار باشند کیفیت کارهای علمی خود به خود نزول خواهد کرد و در عوض تنها بر کمیت آنها افزوده خواهد شد. این پدیده به صورت انتشار مقالاتی که شبیه به هم هستند و تنها در موارد جزئی با هم اختلاف دارند، نمود دارد. در بسیاری از موارد یک یافته علمی که با رعایت اندکی اختصار در یک مقاله قابل ارائه است به صورت بزرگنمایی‌شده در چند مقاله که با هم اختلاف جزئی دارند، منتشر می‌شود و این مسئله در نهایت فایده‌ای جز اتلاف منابع و وقت ندارد.
رعایت احترام سوژه‌ها و حقوق حیوانات
برخی از هنجارهای اخلاقی کار علمی در واقع زیرمجموعه هنجارهای اخلاقی روزمره جوامع هستند. برای مثال رعایت صداقت و احترام افراد و سوژه‌ها و اصل کمترین آسیب به طبیعت از جمله چنین هنجارهایی هستند. درست است که در زندگی روزمره نیز چنین هنجارهای اخلاقی‌ای پاس داشته می‌شوند، اما در مورد کار علمی با توجه به برخی از تجربیات تلخ گذشته اهمیت و حساسیت بیشتری در این زمینه وجود دارد. هنوز هم یادآوری جنایت‌هایی که نازی‌ها در دوران جنگ دوم جهانی به بهانه کار علمی مرتکب می‌شدند، برای جامعه علمی تأسف‌آور است. یکی از بزرگ‌ترین و شرم‌آورترین رسوایی‌های اخلاقی تاریخ علم در این مورد فاجعه مربوط به تحقیقات سیفلیس در تاسکیگی آلابامای ایالات متحده است. ماجرا از این قرار بود که در سال 1932 هم‌زمان با شیوع بالای سیفلیس در ایالات متحده آزمایشی برای سنجیدن تأثیرات عدم درمان سیفلیس روی مردان آمریکایی آفریقایی‌تبار کلید زده شد و با وجود اینکه در سال 1947 داروی پنی‌سیلین به عنوان یک داروی مؤثر در درمان این بیماری شناخته شده بود از دادن این دارو به این بیماران تا سال‌ها خودداری شد. هرچند بعدها مشخص شد که به برخی از این بیماران پنی‌سیلین داده شده بود، اما برجای‌ماندن آسیب‌های وحشتناک نظیر کوری و جنون در دیگر بیماران و روشدن دست آزمایشگران در سال 1972 موجب بروز رسوایی بزرگی در اخلاق پزشکی قرن بیستم شد. یکی از مناقشه‌برانگیزترین مباحث مربوط به اخلاق در کار علمی و تحقیقاتی بحث استفاده از حیوانات و آزمایش روی آنهاست. امروزه با توجه به حساسیت‌های فراوانی که در مورد حقوق حیوانات وجود دارد، در کشورهای مختلف قوانین سفت و سختی در زمینه استفاده از حیوانات در کارهای علمی و به‌ویژه در تحقیقات پزشکی تنظیم شده و به مرحله اجرا درآمده‌اند. البته مباحث مربوط به جنبه‌های اخلاقی استفاده از حیوانات در تحقیقات علمی و به‌ویژه تحقیقات پزشکی چنان گسترده‌اند که در این فرصت اندک نمی‌توان به تمام جنبه‌های آن پرداخت. واقعیت این است که فعالیت‌های انسانی از جنبه‌های آشکار و نهان، به تنوع زیستی و حیات سایر جانوران آسیب می‌رساند و از طرفی انسان‌ها برای به‌دست‌آوردن پروتئین مورد نیاز خود به روش‌های متعارف و غیرمتعارف از حیوانات بهره می‌برند و همین پیچیدگی و گستردگی روابط انسان و حیوان در اکوسیستم کره زمین موجب می‌شود تا هنگام بحث از هنجارهای اخلاقی آزمایش روی حیوانات مجبور شویم جنبه‌های متعددی را در نظر بگیریم. به لحاظ تاریخی آزمایش روی حیوانات به منظور دستیابی به اطلاعات از نحوه کارکرد اعضای بدن آنها به پیش از میلاد مسیح نیز می‌رسد، اما گسترش این روش به عنوان یک روش سیستماتیک مورد استفاده در تحقیقات پزشکی و علوم زیستی از اوایل قرن نوزدهم شروع شده است
 (Orlans, 1993) و از همان آغاز قرن نوزدهم نیز مباحث اخلاقی مرتبط با استفاده از حیوانات در کار علمی و آزمایشگاهی همواره مطرح بوده و دیدگاه‌های موافق و مخالف فراوانی در این مورد به بحث گذاشته شده‌اند.
 
آنچه تا اینجا در این مقاله درباره آن سخن گفتیم تنها یک بحث مختصر از برخی از سرفصل‌های مطرح در موضوع رابطه علم و اخلاق بود. برای کامل‌ترشدن مباحث باید سرفصل‌های متنوع دیگری را نیز بیاوریم و از همه مهم‌تر باید به تأثیر پیشرفت علم و تکنولوژی روی معیارهای اخلاقی در جوامع گوناگون در چند قرن اخیر هم نظری بیفکنیم تا بتوانیم رابطه پیچیده علم و اخلاق را به درستی تشریح کنیم. اما تا اینجا دست‌کم دانسته‌ایم که برای اینکه بتوانیم به گزاره‌های تشریحی مناسب و نظریه‌هایی که عالم واقع را توصیف می‌کنند دست پیدا کنیم و در اصل برای اینکه چرخ علم بچرخد و اعتبار و آبرویش حفظ شود، ناگزیر خواهیم بود برخی از چارچوب‌های اخلاقی را در فعالیت علمی رعایت کنیم؛ یعنی برای به‌دست‌آوردن برخی از «هست»‌ها مجبوریم «باید»های فراوانی را رعایت کنیم، اما این هنوز به این معنی نیست که «هست»هایی وجود دارند که می‌توان از آنها «باید»ها را نتیجه گرفت و صدالبته هنوز به تأثیری که «هست»ها ممکن است بر «باید»های ما بگذارند، نپرداخته‌ایم و برای این کار فرصتی دیگر لازم است.
منابع:
1- Leslie, J. (2002). The End of the World: the science and ethics of human extinction: Routledge.
2- Miller, S. (2018). Dual Use Science and Technology, Ethics and Weapons of Mass Destruction: Springer.
3- Nordmann, A. (2010). Philosophy of nanotechnoscience. Nanotechnology: Online, 217-243
4- Orlans, F. B. (1993). In the name of
science: Issues in responsible animal
experimentation: Oxford University Press.
5- Putnam, H. (2002). The collapse of the fact/value dichotomy and other
essays: Harvard University Press.
6- Resnik, D. B. (2005). The ethics of
science: An introduction: Routledge.
7- Stephen, T. & Sandra, C. Q. (2001). Presidential Apology for the Study at Tuskegee.
8- Encyclopædia Britannica, inc. Retrieved from https://www.britannica.com/topic/Presidential-Apology-for-the-Study-at-Tuskegee-1369625

 

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 3515

تاریخ ۱۳۹۸/۶/۱۱

کارتون
کارتون

رابطه پیچیده هست‌ها و بایدها

سينا فلاح‌زاده راسته‌كناري. كارشناس ارشد مكانيك

کار علمی بیش از آنکه یک فعالیت فردی باشد، نوعی فعالیت اجتماعی است که نتایج آن می‌تواند به نحو گسترده‌ای  روی زندگی انسان‌ها و جوامع تأثیر بگذارد. این تأثیر و تأثر فراوان علم و اجتماع  روی همدیگر بحث از رابطه اخلاق و علم را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. طبیعتا در بررسی رابطه پیچیده میان علم و اخلاق باید به جوانب گوناگون این رابطه دقت کنیم تا به درک درستی از آن دست پیدا کنیم. یعنی باید هم تأثیر علم بر اخلاق را  بررسی   و  هم جنبه‌های گوناگون اخلاق علمی را تحلیل و بررسی کنیم. آنچه در زمان حاضر علم نامیده می‌شود، شکلی از معرفت و نوع خاصی از دانش بشری است که روش‌شناسی آن به دنبال یک سلسله تحولات در مغرب‌زمین رشد کرده و تکامل یافته است. در بسیاری از موارد ادعای عینی‌بودن ویژگی اساسی معرفت علمی است و این عینی‌بودن و تلاش برای هرچه بهترکردن آن وجه ممیز اساسی این نوع معرفت است. علم با سخت‌گیری‌های فراوانی به محصول نهایی خود دست می‌یابد و این سخت‌گیری‌های روش‌شناختی توانایی متقاعدکردن افراد را درباره  عینی‌بودن دانش علمی از طرق مختلف فراهم می‌کنند. از یک دیدگاه نیز می‌توان گفت  علم یک نهاد اجتماعی بسیار قدرتمند است که به نوعی در زمان حاضر در بسیاری از جوامع نقش مذهب مختار را ایفا کرده و ادعای انحصار دسترسی به حقیقت جهان درباره  آن نیز در چنین جوامعی مطرح می‌‌شود. این نهاد بسیار مهم شامل شبکه پیچیده‌ای از روابط درهم‌تنیده است که از آموزش و پرورش تا دانشگاه و نظام سلامت و صنعت و اقتصاد و ارتباطات و نظام تکنولوژیکی و بسیاری دیگر از جنبه‌های آشکار و پنهان نهادهای دیگر را دربر می‌گیرد. نکته مهمی که همیشه می‌توان در ابتدای مباحث علم و اخلاق به آن پرداخت، تفکیک واقعیت/ارزش است. تفکیک میان واقعیت (Fact) و ارزش (Value) که از دوران روشنگری به بعد به یکی از جاافتاده‌ترین مسائل فلسفه تبدیل شده است، به لحاظ تاریخی ریشه در کارهای دیوید هیوم دارد. او بود که برای اولین‌بار این نکته را مطرح کرد که «بایدها» را منطقا نمی‌توان از «هست‌ها» نتیجه گرفت و گزاره‌های هنجاری (Normative) با گزاره‌های تشریحی
(Descriptive) تفاوت اساسی دارند. برای مثال، در بررسی ارزش‌های اخلاقی گروه‌ها و جوامع مختلف به‌سرعت متوجه می‌شویم  هر جامعه‌ای ارزش‌های اخلاقی خاص خود را دارد و از دریچه نگاه خاص خود به رفتار میان انسان‌ها و جهان می‌نگرد (گزاره تشریحی)، اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که لزوما «باید» دستگاه‌های اخلاقی و قوانین مختلفی بر گروه‌ها و جوامع گوناگون حاکم باشند. به‌تازگی فیلسوفان مباحث بسیاری در زمینه حدود و ثغور چنین دوگانه‌انگاری‌ای مطرح کرده‌اند که اصل وجود چنین تفکیک مشخصی میان واقعیت‌ها و ارزش‌ها و همین‌طور مباحثی را که بر اساس این فاصله میان واقعیت و ارزش در مسائل فلسفی برخی علوم و به‌ویژه علوم اجتماعی و علم اقتصاد مطرح می‌شوند، زیر سؤال می‌برد (Putnam, 2002).
ارزش‌های مرتبط با علم و اخلاق کار علمی
همیشه دستگاهی از ارزش‌های درونی و بیرونی هستند که به نحوی به فعالیت علمی مرتبط می‌شوند و این موضوع درباره  قلمروهای گوناگون کار علمی اعم از محض و کاربردی به روش‌های متفاوتی برقرار است. ارزش‌های درونی علم در واقع همان ارزش‌هایی هستند که ویژگی اساسی کار علمی به شمار می‌روند و مهم‌ترین آنها عبارت  از تلاش برای توصیف هرچه دقیق‌تر واقعیت جهان و نزدیکی بیش‌ازپیش به حقیقت است. البته طبیعتا این حقیقت ارتباطی به آن حقیقت رازورزانه که مدنظر عرفاست، ندارد بلکه آن سنخی از تلقی از حقیقت در اینجا مدنظر است که موضوع علم شناخت‌شناسی (Epistemology) قرار می‌گیرد. روش‌شناسی کار علمی چنان که امروزه آن را می‌شناسیم و از سوی فیلسوفان علم و دانشمندان  بررسی  می‌شود، شامل مجموعه‌ای از استانداردهاست که برای توسعه دانش عینی
(Objective knowledge) رعایت می‌شود. کار علمی از این جهت یک حرفه است که مجموعه‌ای از اخلاقیات و ارزش‌های خاص خود را دارد. ارزش‌های بیرونی مرتبط با کار علمی نیز ارزش‌هایی هستند که از چارچوب‌های دیگری غیر از چارچوب خود فعالیت علمی به آن مرتبط می‌شوند.
استانداردهای رفتار اخلاقی در کار علمی
چنان‌که گفتیم، علم یک نهاد قدرتمند اجتماعی است که در شبکه‌ای پیچیده از روابط با سایر نهادها عمل می‌کند و تأثیرات گسترده‌ای بر وضعیت کلی اقتصادی و سیاسی جوامع بر جای می‌گذارد. این شبکه پیچیده روابط بدون در نظرگرفتن ملاحظات اخلاقی در بسیاری از موارد امکان دوام نخواهد داشت و حتی در صورت دوام‌آوردن به هر نحوی می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را متوجه حال و آینده جوامع کند. بی‌اخلاقی در کار علمی از هر نوعی که باشد، چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت زیرا در جوامع امروزی حساب ویژه‌ای  روی اعتبار علم باز می‌کنند و این بی‌اخلاقی می‌تواند موجب آسیب‌رسیدن به وجهه علم و هدررفت منابع انسانی و اقتصادی شود. همین موضوعات در کنار ملاحظات فلسفی مربوط به روش‌شناسی کار علمی است که موجب شده کار علمی فقط با توجه به سخت‌گیری‌های روش‌شناختی و اخلاقی معتبر شناخته شود. با توجه به پیشرفت‌های بسیار علم در یکی، دو سده اخیر و روشن‌شدن بسیاری از ابعاد تأثیرات بی‌اخلاقی در کار علمی، امروزه بحث از اخلاق علمی به یکی از مباحث مهم و پردامنه جامعه‌شناسی علم تبدیل شده است. استانداردها و هنجارهای رفتاری کار علمی به طور کلی به دو دسته استانداردهای روش‌شناختی و استانداردهای اخلاقی قابل تقسیم هستند. استانداردهای روش‌شناختی بیشتر ناظر بر محافظت از ادعای اصلی معرفت علمی یعنی همان دسترسی انحصاری به واقعیت جهان یا همان دانش عینی رعایت می‌شود و هنجارهای اخلاقی علاوه بر کمک‌رسانی به مورد اول شامل مواردی می‌شوند که به طور کلی در مورد رفتار اخلاقی دانشمندان قابل بحث‌اند. از یک دیدگاه خطوط کلی این هنجارهای اخلاقی کار علمی دانشمندان عبارت‌اند از: صداقت، دقت، شفافیت در اطلاع‌رسانی، آزادی، اعتباردهی مناسب، تربیت و آموزش صحیح نسل‌های بعدی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، رعایت قانون، احترام متقابل، بازدهی مناسب و صرفه‌جویی و رعایت احترام افراد و سوژه‌ها (Resnik, 2005). شاید با مقداری تأمل بتوان موارد بسیار مهم دیگری را نیز به این لیست افزود؛ برای مثال رعایت حال محیط زیست و تلاش برای هرچه بهترکردن رابطه انسان و محیط زیست از طریق ایجاد کمترین آسیب و کمترین آلودگی از هنجارهای اخلاقی مهمی است که امروزه بیش از هر دوران دیگری نیاز به آن احساس می‌شود. از سوی دیگر باید دقت کرد که این‌گونه فهرست‌ها شامل وظایف اخلاقی در نظر اول
(Prima facie duties) برای کار علمی هستند و ممکن است در میان آنها تعارضات فراوانی پدید آید که در صورت بروز آنها نیازمند تأملات و داوری‌های بیشتری خواهیم بود تا به رفتاری دست پیدا کنیم که از لحاظ اخلاقی موجه باشد. نکته دیگر این است که بسیاری از مواردی که ذکر کردیم، در عمل دارای استثنائات فراوانی هستند و به هیچ وجه نمی‌توان این فهرست یا هر فهرست مشابه دیگری را یک چارچوب اخلاقی وظیفه‌گرای کاملا صلب به شمار آورد. برای مثال تاریخ علم مواردی را سراغ دارد که تخطی از برخی از این وظایف اخلاقی به پیشرفت‌های بزرگی منجر شده است. در زمان گالیله پرداختن به نظریه خورشید‌مرکزی کپرنیک غیرقانونی و حتی کفرآمیز به شمار می‌رفت و آموختن آن به دیگران یا بحث در مورد آن کاملا ممنوع و غیرقانونی بود. با توجه به اینکه بسیاری از سناریوهای انقراض حیات که امروزه مطرح می‌شوند به نحوی با تکنولوژی مرتبط می‌شوند (Leslie, 2002) هیچ بحثی از اخلاق علمی را نمی‌توان بدون پرداختن به این قضیه مهم به پیش برد. به عبارت دیگر دانشمندان هر علمی باید به کاربردهای دوگانه آن علمی که برای پیشرفت آن تلاش می‌کنند، توجه کافی داشته باشند
(Miller, 2018). از آنجایی که امروزه در عصر غلبه Technoscience هستیم (Nordmann, 2010) بسیاری از آنچه به نظر ما علم محض می‌رسند بدون نیم‌نگاهی به کاربرد آنها در علوم کاربردی تکنولوژی امکان عرض‌ اندام پیدا نمی‌کنند و از همین رو دانشمندان همواره باید موارد استفاده احتمالی شرورانه از علم را پیش چشم داشته باشند و به دقت تحلیل کنند. در سراسر دنیا نهادهای نظامی بودجه‌های فراوانی برای انجام کارهای تحقیقاتی صرف می‌کنند و پرواضح است که صرف بسیاری از این بودجه برای گسترش‌دادن ابزارآلات صرفا دفاعی نیست و سیاست‌گذارانی در همه کشورها هستند که همیشه عطشی سیری‌ناپذیر برای دستیابی به مخرب‌ترین ابزارآلات و تکنولوژی‌های جنگی دارند که دستیابی به برتری‌های استراتژیکی در عرصه‌های بین‌المللی را ممکن می‌كنند. همان‌طور که گفته شد در بسیاری از موارد می‌توان استثنائاتی را برای هنجارهای اخلاقی کار علمی برشمرد. برای مثال در مورد اصل شفافیت در اطلاع‌رسانی باید توجه کرد از آنجایی که در بسیاری از موارد ثبت رسمی یک دستاورد علمی به منظور کسب اعتبار مربوط به آن ممکن است مدتی طول بکشد، دانشمندانی که به یافته‌های مهمی در یک زمینه خاص دست پیدا کرده‌اند، موظف نیستند هرچه را که به دست آورده‌اند قبل از ثبت اختراع یا کسب اعتبار رسمی آن به طور کامل در اختیار مجلات یا رسانه‌ها قرار دهند و باید این حق را برای آنها قائل بود که به هر نحوی از سرمایه علمی خود تا زمان اعلام رسمی آن محافظت کنند. البته در تاریخ علم مواردی سراغ داریم که به‌تعویق‌انداختن انتشار دستاوردهای علمی به دلایل دیگری نیز صورت پذیرفته است. برای مثال چارلز داروین از آنجایی که از میزان مناقشه‌برانگیزبودن نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی خود در میان دانشمندان و روحانیون و مردم عادی باخبر بود، انتشار اصلی نتایج مربوط به یافته‌های خود را به مدت دو دهه به تعویق انداخت تا به شواهد متقاعدکننده مناسب برای نظریه خود دست پیدا کند. مورد شایان ذکر دیگر این است که اگرچه خطاهای سهوی و عمدی در بسیاری از موارد عوارض مشابهی را برای جامعه علمی به دنبال دارند کسانی را که در نهایت صداقت دچار خطای علمی یا حتی بی‌دقتی شده‌اند نمی‌توان با کسانی که عامدانه در داده‌ها دستکاری می‌کنند، برابر دانست و هر دو را به یک اندازه مجازات کرد. واقعیت این است که دستکاری عامدانه در داده‌ها و برساختن نظریات مجعول براساس داده‌های واهی می‌تواند به‌شدت به وجهه علم آسیب وارد کند و موجب سلب اعتماد مردم و جامعه علمی از نتایج کار علمی شود. نکته دیگری که به‌ویژه برای وضعیت انتشار یافته‌های علمی در کشورهای درحال توسعه دارای اهمیت است رعایت کیفیت مطالب است. معمولا جایگاه‌های آکادمیک و بودجه‌های علمی به دانشمندانی اختصاص پیدا می‌کند که پیش‌برنده پروژه‌های علمی موفق هستند، اما این موفقیت در بسیاری از موارد یک معیار کیفی قابل توافق ندارد و تصمیم‌گیری‌ها صرفا از روی کمیت کارهای ارائه‌شده انجام می‌شود. در اولین گام باید توجه کرد که واردكردن فشار اقتصادی به دانشمندان می‌تواند موجب بروز بی‌اخلاقی در جامعه علمی شود زیرا دانشمندان به این نتیجه خواهند رسید که برای دوام در محیط آکادمیک مجبور به انتشار اسناد علمی هستند و وقتی مسائل علمی مورد بررسی آنها دشوار باشند کیفیت کارهای علمی خود به خود نزول خواهد کرد و در عوض تنها بر کمیت آنها افزوده خواهد شد. این پدیده به صورت انتشار مقالاتی که شبیه به هم هستند و تنها در موارد جزئی با هم اختلاف دارند، نمود دارد. در بسیاری از موارد یک یافته علمی که با رعایت اندکی اختصار در یک مقاله قابل ارائه است به صورت بزرگنمایی‌شده در چند مقاله که با هم اختلاف جزئی دارند، منتشر می‌شود و این مسئله در نهایت فایده‌ای جز اتلاف منابع و وقت ندارد.
رعایت احترام سوژه‌ها و حقوق حیوانات
برخی از هنجارهای اخلاقی کار علمی در واقع زیرمجموعه هنجارهای اخلاقی روزمره جوامع هستند. برای مثال رعایت صداقت و احترام افراد و سوژه‌ها و اصل کمترین آسیب به طبیعت از جمله چنین هنجارهایی هستند. درست است که در زندگی روزمره نیز چنین هنجارهای اخلاقی‌ای پاس داشته می‌شوند، اما در مورد کار علمی با توجه به برخی از تجربیات تلخ گذشته اهمیت و حساسیت بیشتری در این زمینه وجود دارد. هنوز هم یادآوری جنایت‌هایی که نازی‌ها در دوران جنگ دوم جهانی به بهانه کار علمی مرتکب می‌شدند، برای جامعه علمی تأسف‌آور است. یکی از بزرگ‌ترین و شرم‌آورترین رسوایی‌های اخلاقی تاریخ علم در این مورد فاجعه مربوط به تحقیقات سیفلیس در تاسکیگی آلابامای ایالات متحده است. ماجرا از این قرار بود که در سال 1932 هم‌زمان با شیوع بالای سیفلیس در ایالات متحده آزمایشی برای سنجیدن تأثیرات عدم درمان سیفلیس روی مردان آمریکایی آفریقایی‌تبار کلید زده شد و با وجود اینکه در سال 1947 داروی پنی‌سیلین به عنوان یک داروی مؤثر در درمان این بیماری شناخته شده بود از دادن این دارو به این بیماران تا سال‌ها خودداری شد. هرچند بعدها مشخص شد که به برخی از این بیماران پنی‌سیلین داده شده بود، اما برجای‌ماندن آسیب‌های وحشتناک نظیر کوری و جنون در دیگر بیماران و روشدن دست آزمایشگران در سال 1972 موجب بروز رسوایی بزرگی در اخلاق پزشکی قرن بیستم شد. یکی از مناقشه‌برانگیزترین مباحث مربوط به اخلاق در کار علمی و تحقیقاتی بحث استفاده از حیوانات و آزمایش روی آنهاست. امروزه با توجه به حساسیت‌های فراوانی که در مورد حقوق حیوانات وجود دارد، در کشورهای مختلف قوانین سفت و سختی در زمینه استفاده از حیوانات در کارهای علمی و به‌ویژه در تحقیقات پزشکی تنظیم شده و به مرحله اجرا درآمده‌اند. البته مباحث مربوط به جنبه‌های اخلاقی استفاده از حیوانات در تحقیقات علمی و به‌ویژه تحقیقات پزشکی چنان گسترده‌اند که در این فرصت اندک نمی‌توان به تمام جنبه‌های آن پرداخت. واقعیت این است که فعالیت‌های انسانی از جنبه‌های آشکار و نهان، به تنوع زیستی و حیات سایر جانوران آسیب می‌رساند و از طرفی انسان‌ها برای به‌دست‌آوردن پروتئین مورد نیاز خود به روش‌های متعارف و غیرمتعارف از حیوانات بهره می‌برند و همین پیچیدگی و گستردگی روابط انسان و حیوان در اکوسیستم کره زمین موجب می‌شود تا هنگام بحث از هنجارهای اخلاقی آزمایش روی حیوانات مجبور شویم جنبه‌های متعددی را در نظر بگیریم. به لحاظ تاریخی آزمایش روی حیوانات به منظور دستیابی به اطلاعات از نحوه کارکرد اعضای بدن آنها به پیش از میلاد مسیح نیز می‌رسد، اما گسترش این روش به عنوان یک روش سیستماتیک مورد استفاده در تحقیقات پزشکی و علوم زیستی از اوایل قرن نوزدهم شروع شده است
 (Orlans, 1993) و از همان آغاز قرن نوزدهم نیز مباحث اخلاقی مرتبط با استفاده از حیوانات در کار علمی و آزمایشگاهی همواره مطرح بوده و دیدگاه‌های موافق و مخالف فراوانی در این مورد به بحث گذاشته شده‌اند.
 
آنچه تا اینجا در این مقاله درباره آن سخن گفتیم تنها یک بحث مختصر از برخی از سرفصل‌های مطرح در موضوع رابطه علم و اخلاق بود. برای کامل‌ترشدن مباحث باید سرفصل‌های متنوع دیگری را نیز بیاوریم و از همه مهم‌تر باید به تأثیر پیشرفت علم و تکنولوژی روی معیارهای اخلاقی در جوامع گوناگون در چند قرن اخیر هم نظری بیفکنیم تا بتوانیم رابطه پیچیده علم و اخلاق را به درستی تشریح کنیم. اما تا اینجا دست‌کم دانسته‌ایم که برای اینکه بتوانیم به گزاره‌های تشریحی مناسب و نظریه‌هایی که عالم واقع را توصیف می‌کنند دست پیدا کنیم و در اصل برای اینکه چرخ علم بچرخد و اعتبار و آبرویش حفظ شود، ناگزیر خواهیم بود برخی از چارچوب‌های اخلاقی را در فعالیت علمی رعایت کنیم؛ یعنی برای به‌دست‌آوردن برخی از «هست»‌ها مجبوریم «باید»های فراوانی را رعایت کنیم، اما این هنوز به این معنی نیست که «هست»هایی وجود دارند که می‌توان از آنها «باید»ها را نتیجه گرفت و صدالبته هنوز به تأثیری که «هست»ها ممکن است بر «باید»های ما بگذارند، نپرداخته‌ایم و برای این کار فرصتی دیگر لازم است.
منابع:
1- Leslie, J. (2002). The End of the World: the science and ethics of human extinction: Routledge.
2- Miller, S. (2018). Dual Use Science and Technology, Ethics and Weapons of Mass Destruction: Springer.
3- Nordmann, A. (2010). Philosophy of nanotechnoscience. Nanotechnology: Online, 217-243
4- Orlans, F. B. (1993). In the name of
science: Issues in responsible animal
experimentation: Oxford University Press.
5- Putnam, H. (2002). The collapse of the fact/value dichotomy and other
essays: Harvard University Press.
6- Resnik, D. B. (2005). The ethics of
science: An introduction: Routledge.
7- Stephen, T. & Sandra, C. Q. (2001). Presidential Apology for the Study at Tuskegee.
8- Encyclopædia Britannica, inc. Retrieved from https://www.britannica.com/topic/Presidential-Apology-for-the-Study-at-Tuskegee-1369625

 

ارسال دیدگاه شما