ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
کلمه عبور را فراموش کرده‌اید؟
ویرایش حساب کاربری

شارژ اعتبار
سوابق خرید
ردیف فاکتور تاریخ مبلغ (تومان) شرح تراکنش کد رهگیری

30 شماره آخر

  • شماره 3472 -
  • ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۰ تير
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
ایرانول سپیدار شهروند نارون

خودمانیم آقای تقوایی!

پوریا عالمی

دیروز داشتیم با سوفیا توی خیابون دوردور می‌زدیم که ناصر تقوایی را دیدیم. من داد زدم: سلااااام... ناخدا خورشید!

ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
سوفیا داد زد: سلااااام... آرامش در حضور دیگران!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
من داد زدم: سلااااام... دایی‌جان ناپلئون!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
من داد زدم: سلام استااااااد!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
سوفیا گفت: فیلم‌ساز فقط شما... ای مؤوووووولف!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
ما گفتیم: ببخشید استاد! چی خودمون هستیم!
ناصر تقوایی گفت: خر! خر خودتونید!
من گفتم: ولی آقای تقوایی! ما که فن و طرفدار شماییم! چه حرف بدی زدیم؟
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: اگر من استاد بودم، الان دربه‌در فیلم‌های سطحی نبودید و سریال‌های آبکی نگاه نمی‌کردید. بله... فقط ادا... فقط اصول... فقط افه‌کتلت روشنفکری...
...
به‌خدا اگر سنگ بودیم آب می‌شدیم، اما سنگ نبودیم، به همین‌دلیل دویدیم سینما فیلم سطحی ببینیم و دویدیم بقالی سریال دوزاری بخریم و آروغ روشنفکری بزنیم.
با عشق
سوفیا و میدون دوم

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 3533

تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳

کارتون
کارتون

خودمانیم آقای تقوایی!

پوریا عالمی

دیروز داشتیم با سوفیا توی خیابون دوردور می‌زدیم که ناصر تقوایی را دیدیم. من داد زدم: سلااااام... ناخدا خورشید!

ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
سوفیا داد زد: سلااااام... آرامش در حضور دیگران!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
من داد زدم: سلااااام... دایی‌جان ناپلئون!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
من داد زدم: سلام استااااااد!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
سوفیا گفت: فیلم‌ساز فقط شما... ای مؤوووووولف!
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: خودتی.
ما گفتیم: ببخشید استاد! چی خودمون هستیم!
ناصر تقوایی گفت: خر! خر خودتونید!
من گفتم: ولی آقای تقوایی! ما که فن و طرفدار شماییم! چه حرف بدی زدیم؟
ناصر تقوایی لبخند زد و گفت: اگر من استاد بودم، الان دربه‌در فیلم‌های سطحی نبودید و سریال‌های آبکی نگاه نمی‌کردید. بله... فقط ادا... فقط اصول... فقط افه‌کتلت روشنفکری...
...
به‌خدا اگر سنگ بودیم آب می‌شدیم، اما سنگ نبودیم، به همین‌دلیل دویدیم سینما فیلم سطحی ببینیم و دویدیم بقالی سریال دوزاری بخریم و آروغ روشنفکری بزنیم.
با عشق
سوفیا و میدون دوم

ارسال دیدگاه شما