ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
کلمه عبور را فراموش کرده‌اید؟
ویرایش حساب کاربری

شارژ اعتبار
سوابق خرید
ردیف فاکتور تاریخ مبلغ (تومان) شرح تراکنش کد رهگیری

30 شماره آخر

  • شماره 3500 -
  • ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۳ مرداد
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
ایرانول سپیدار شهروند نارون

درباره ایران‌گریزان جدیدالولاده

پرويز اجلالي

تا آنجا که من یادم هست، نسل من هیچ توهمی درباره واقعیت ایران نداشتند و دوست‌داشتن وطن را ایدئولوژی یا استحمار نمی‌دانستند و آن را طرفداری از حکومت تلقی نمی‌کردند. همه نیروهای مخالف شاه سرودهای ایران‌دوستانه داشتند؛ از کنفدراسیون گرفته تا همه احزاب چپ و لیبرال. آن سرودهایی که  در جریان انقلاب به ایران سرازیر شد و از آتش اهورایی و آزادی ایران سخن می‌گفت را همين گروه‌ها ساخته و پخش می‌کردند؛ چه در آثار مخالفان رژیم شاه و چه در گفته‌های طرفداران رژیم شاه نمود داشت، البته با تفاوت‌هایی! مفهوم ایران و دوست‌داشتن سرزمین مادری بدیهی تلقی می‌شد. این حرف‌هایی که این روزها درآمده و بدون دلیل تاریخی موجودیت کشور من و شما را انکار می‌کند هرگز در ایران سابقه نداشته و به نظر من ریشه در سه چیز دارد:

 اول اینکه در دوره‌اي ایران‌دوستی منع شد. درس تاریخ به محاق رفت. بنابراین یک علت ظهور این یاوه‌های ضدتاریخی، ضعف آموزش تاریخ و تأکیدنکردن بر هویت ملی در مدارس است. 
دوم اینکه متوجه شده‌اند حتی اگر به ایران هم علاقه‌مند نباشند، به دلايلي مجبورند سرودهای ستایشگر ایران بسازند و پخش کنند. همین موضوع این تصور را به وجود آورده که گویا تأکید بر وطن‌دوستی یعنی داشتن یک گرایش سیاسی خاص، درحالی‌که در همه‌جای دنیا داشتن هويت ملی و دوست‌داشتن میهن، مقدم بر هر گرایش سیاسی است.
سومین دلیل بی‌سوادی سیاسی و تقلید حرف‌هایی است که برخی کشورها و سیاسیون خارجی یا ایرانی طرفدار تجزیه ایران می‌زنند و ایشان طوطی‌وار تکرار می‌کنند و چهارمین دلیل لجبازی با ناسیونالیست‌های رمانتیک و افراطی است که ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از تاریخ ایران ندارند و هر چیز ایرانی را خوب و هر چیز غیرایرانی را بد می‌دانند. بدیهی است که چنین تعصبات غیرمنطقی‌ای درست نیست، اما انکار هویت و تاریخ خود هم درست نیست.
ما هرجای دنیا فرار کنیم همین که مردم بفهمند ایرانی هستیم، مجبوریم از هویت و تاریخ ایران دفاع کنیم، حتی اگر دفاع انتقادی باشد، زیرا مجبوریم از خودمان دفاع کنیم.
بسیاری از ایرانیان جهانی‌اند، چند زبان می‌دانند و در کشورهای دیگر ثروت و تخصص و منزلت عالی دارند، اما ایرانی جهانی‌شده‌اند. خوب بود اگر با خریدن خانه در ترکیه و مهاجرت به کانادا این مردمان وطن‌گریز اروپایی می‌شدند، اما نمی‌شوند و اگر تظاهر کنند که هستند، مثل بسیاری از این خارج‌رفته‌ها مي‌شوند که هيچ پیوندی با جامعه مقصد ندارند و صبح تا شب از راه تلگرام و فیس‌بوک و ... راجع به ایران فکر می‌کنند.
ایرانی‌بودن لباس نیست که درآوری، پس بهتر است  محکم نگهش داری و تعصبش را داشته باشی، بعد هر گرایش سیاسی‌ای را که خواستی انتخاب کنی و هرجای دنیا خواستی بروی، البته بعضی‌ها هم هیچ‌جا نمی‌روند، چون به قول شاملو، چراغشان همین‌جا می‌سوزد. 

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 3533

تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳

کارتون
کارتون

درباره ایران‌گریزان جدیدالولاده

پرويز اجلالي

تا آنجا که من یادم هست، نسل من هیچ توهمی درباره واقعیت ایران نداشتند و دوست‌داشتن وطن را ایدئولوژی یا استحمار نمی‌دانستند و آن را طرفداری از حکومت تلقی نمی‌کردند. همه نیروهای مخالف شاه سرودهای ایران‌دوستانه داشتند؛ از کنفدراسیون گرفته تا همه احزاب چپ و لیبرال. آن سرودهایی که  در جریان انقلاب به ایران سرازیر شد و از آتش اهورایی و آزادی ایران سخن می‌گفت را همين گروه‌ها ساخته و پخش می‌کردند؛ چه در آثار مخالفان رژیم شاه و چه در گفته‌های طرفداران رژیم شاه نمود داشت، البته با تفاوت‌هایی! مفهوم ایران و دوست‌داشتن سرزمین مادری بدیهی تلقی می‌شد. این حرف‌هایی که این روزها درآمده و بدون دلیل تاریخی موجودیت کشور من و شما را انکار می‌کند هرگز در ایران سابقه نداشته و به نظر من ریشه در سه چیز دارد:

 اول اینکه در دوره‌اي ایران‌دوستی منع شد. درس تاریخ به محاق رفت. بنابراین یک علت ظهور این یاوه‌های ضدتاریخی، ضعف آموزش تاریخ و تأکیدنکردن بر هویت ملی در مدارس است. 
دوم اینکه متوجه شده‌اند حتی اگر به ایران هم علاقه‌مند نباشند، به دلايلي مجبورند سرودهای ستایشگر ایران بسازند و پخش کنند. همین موضوع این تصور را به وجود آورده که گویا تأکید بر وطن‌دوستی یعنی داشتن یک گرایش سیاسی خاص، درحالی‌که در همه‌جای دنیا داشتن هويت ملی و دوست‌داشتن میهن، مقدم بر هر گرایش سیاسی است.
سومین دلیل بی‌سوادی سیاسی و تقلید حرف‌هایی است که برخی کشورها و سیاسیون خارجی یا ایرانی طرفدار تجزیه ایران می‌زنند و ایشان طوطی‌وار تکرار می‌کنند و چهارمین دلیل لجبازی با ناسیونالیست‌های رمانتیک و افراطی است که ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از تاریخ ایران ندارند و هر چیز ایرانی را خوب و هر چیز غیرایرانی را بد می‌دانند. بدیهی است که چنین تعصبات غیرمنطقی‌ای درست نیست، اما انکار هویت و تاریخ خود هم درست نیست.
ما هرجای دنیا فرار کنیم همین که مردم بفهمند ایرانی هستیم، مجبوریم از هویت و تاریخ ایران دفاع کنیم، حتی اگر دفاع انتقادی باشد، زیرا مجبوریم از خودمان دفاع کنیم.
بسیاری از ایرانیان جهانی‌اند، چند زبان می‌دانند و در کشورهای دیگر ثروت و تخصص و منزلت عالی دارند، اما ایرانی جهانی‌شده‌اند. خوب بود اگر با خریدن خانه در ترکیه و مهاجرت به کانادا این مردمان وطن‌گریز اروپایی می‌شدند، اما نمی‌شوند و اگر تظاهر کنند که هستند، مثل بسیاری از این خارج‌رفته‌ها مي‌شوند که هيچ پیوندی با جامعه مقصد ندارند و صبح تا شب از راه تلگرام و فیس‌بوک و ... راجع به ایران فکر می‌کنند.
ایرانی‌بودن لباس نیست که درآوری، پس بهتر است  محکم نگهش داری و تعصبش را داشته باشی، بعد هر گرایش سیاسی‌ای را که خواستی انتخاب کنی و هرجای دنیا خواستی بروی، البته بعضی‌ها هم هیچ‌جا نمی‌روند، چون به قول شاملو، چراغشان همین‌جا می‌سوزد. 

ارسال دیدگاه شما